دیگه دیره، دارم میرم

نمیفهمم حکمت کارای خدا رو. واقعا درکشون نمی کنم. 

دیگه هیچ وقت به کسایی که از دست خدا شاکی هستن و علت مشکلاتی که واسشون پیش میادو نمیفهمن نمیگم خواست خدا بود. نمیگم صبر کن، درست میشه. نمی گم حتما خیری توش بود. نمیگم بازم تلاش کن.

نمیگم. میدونید چرا؟ چون خودمم نمیتونم درک کنم خیلی از کارای خدا رو. چرا یه یکی دیگه دروغ بگم؟ که مثلا آرومش کنم؟

و من نمیدونم که آیا حکمت کارای خدا رو نمیفهمم، یا هر چیزی تا الان از خدا و خواسته هاش بهمون گفتن و تو مغزمون کردن، اشتباه و دروغ بوده. من همیشه سعی کردم تا حدی پیش فرض ها رو از ذهنم بیرون کنم و خودم درک کنم و تعقل. اما واقعا ترسناکه که شک کنی که تمام دانسته هات اشتباه و دروغ بوده و باید همه چیو از نو کشف کنی.

خدایا ! خودت میدونی چه قدر سخته خوب بودن و سخت تر از اون خوب موندن ( کپی رایتش یادم نیست مال کدوم بزرگیه! ) اما خدایا با تمام وجودم ازت می خوام تو راه حق قرارمون بدی و در این راه نگهمون داری. راه حقی که خودت میپسندی، نه جامعه و نه این اسلامی که این دوره هست.

خدایا ! بهمون توفیق بده همیشه از خودت بخوایم. جلوی تو خم و راست بشیم و نه جلوی بنده هات. همیشه راضی به رضات باشیم. مخصوصا تو سختی ها. مخصوصا تو مشکلات. خدایااااااا

خدایا ! من خیلی حقیرم. خدایا من هیچی نیستم. آدمم کن. توفیق بده قدر داشته هامو بدونم. خدایا توفیق بده از داشته هام به دیگران هم انفاق کنم. خدایاا :(((

یا امام حسین (ع) :(((( :((( یا حسین. یا ابا عبدالله :(((

/ 0 نظر / 5 بازدید