بچه مثبت شیطون




زندگی رو!

سلام...
به شما نگفته بودم.اما الان می خوام بگم! واقعا خسته شدم از بلاگ نويسی.نه از بلاگ نويسی.بلکه از نوشتن.ديگه نميدونم واقعا چی بنويسم.اين مدت رو هم که مينوشتم يه اميدی داشتم و واسه دوستام مينوشتم.اما الان ديگه اون اميدم از بين رفته.هر چند دوستای گلم خيلی هاشون هنوزم هستن اما خب ديگه.البته نميگم تعطيل ميکنم اينجا رو.نه..مينويسم اما يه خورده کمتر.الانم که موقع امتحاناس.حساب کردم ديدم ۴ تا درس ميفتم! خدا به دادم برسه..دعام کنين.
خدمتتون عرض کنم که با شيوام بهم زدم. تعجب کردين نه؟ زندگيه ديگه.سخته.هر ةدمی يه صبری داره.از همه معذرت می خوام اگه صبرم کم بود.اما ديگه واقعا نميتونم تحمل کنم هر کی هر چی خواست بهم بگه اونم واسه کارايی که نکردم.يه تحملی داره آدم.هر کاری ميشد بيخيال ميشدم.اما ديگه لبريز شدم.نمی خوام راجع بش بيشتر حرف بزنم.انقدر اعصابم خورده که نگو.شيوام بره با اون کسايی که دوسش دارن دوست شه. بايد بگم لياقتشو نداشتم.منم ميرم که خوش بگذرونم!ميرم که چشامو ببندم و به مردم فحش بدم! بيخيال..مهم نيست.
انقدر اعصابم ديشب خورد بود که با آبجی ياسيمم واسه هميشه قهر کردم.مهم نيست اينم.آدم دوستاشو بايد بشناسه. من متاسفانه نميتونم با هيچ کی دوست شم.چون اخلاقم بده.چون به همه فحش ميدم! نه شيوا خانوم؟
البته ديشب با آبجی مريمم چت کردم.دختر خوبيه. ايشاالله موفق باشه.
در ضمن شب يلداتون مبارک.من گفتم مثلا با شيوا هستم.بهش تبريک ميگم.تعريف ميکنم چی کار کردم! بيخيال. لياقتشو نداشتم. يه آبجی ديگه دارم به اسم يلدا.بخون يلدا خانوم.آخر هيچی به مناسبت شب يلدا ندادی بهم. اشکال نداره انا به هم ميرسيما ! ما که ميريم خونه پدر بزرگم اينا. ۱۸ تا بچه داره هيچ کدومشون يه سر بهش نميزنن..فقط مادر منه که هر شب ميره اونجا.آخرم همه ی ارثاشو ميده به پسرای لا اباليش. البته محتاج ارثش نيستيم.اما دلم ميسوزه. پدر بزرگ پدريه بيچارم که خدا بيامرزدش از اين پدر بزرگم بيشتر زمين داشت.همه رو مفت داد به مردم.و گرنه الان ما تلياردر بوديم! هر چند بازم به همينی که هستيم راضی هستم.اگر چه انقدر مادرم خسيس که پولامون يه خوردم برکت ندارن..پدر بزرگم بعد اينکه فوت شد خونشونو به اسم من کرد.مادرم گرفت در جا دو قسمت کرد مستاجر داد.۴ تا خونه داريم که مستاجر ميشينن..اين همه پول مياد اول هر ماه دستمون اما باور کنين هيچی رو نميبينيم.مادرم ميگه قسط داريم.مگه مردم ندارن؟ مشکل اينه که خدا سعادت استفاده کردنشو بهمون نميده.داشتم ميگفتم.دو قسمت کرد و مستاجر داد.از همون موقع که الان پنج سالی ميشه هر مستاجری اومد تو اين دو تا خونه يکيش خراب بود.خب معلومه پدر بزرگم راضی نيستم.به مادرم گفتم.گفتم من شدم ۱۸ ساله اولين کاری که ميکنی اينه خونه رو مثل اولش ميکنی.پول بخوره تو اون سرم. باور شايد نکنين..اما تو خونه به من پول نميده کسی! نه به من.به خواهر بزرگم حتی مادرم پول نميده! خدا رو شکر خواهر بزرگم خودش کار ميکنه و منتشو نميکشه.به منم خدا ميرسونه.کلی بدهکاری دارم.اما مهم نيست.بلاخره جور ميشه! گور بابای پول.من آدمی هستم که پول دستم باشه خرج ميکنم وقتيم که تموم شد تموم شد ديگه! چی کار کنم! پول آدمو آشغال ميکنه. فقط به يه دليل دوست دارم پول داشته باشم که يه ISP بزنم! آرزومه. اصلا واسه چی دارم اينا رو ميگم.شايد يه دليلش اين باشه که شيوا هانوم بفهمه تو خونه ی ما چه خبره و ديگه انقدر نا شکری نکنه.مهم نيست! لياقتشو نداشتم.
جالبه اينم بگم.چند وقت پيش مسابقه فوتبال تو مدرسه اول شديم.دوشنبه جايزشو دادن.يه پيراهن ورزشی بود.از قضا يکی از دوستای گلم هم به اسم احمد می خواست يکی بخره.من گفتم ای بابا.اينا چيه.به جاش پولشو بدين بابا! احمد هم که تو جريان کارای من زياد هست گفت نمير پسر! من که می خوام هزارو پونصد بدم يکی بخرم.حالا از تو ميخرم که يه خوردم مشکلاتت کمتر شه! خدا پدرشو بيامرزه! ميبينين؟ هزارو پونصد! تازه جالب اينه که تو مدرسه به بچه پولدارم معروفم! ميگن همين لاان زمين داره!خونه داره! ماشين داره.ميگم بخوره تو سر بابام اين چيزا.خودم کوفت دارم؟ خدا کنه هيچ وقت محتاج ارث بابام نشم.پول چيز بديه زيادش.اگرم پولدار باشی دوست خوب نخواهی داشت.هر کی دورو ورت هست به خاطر پولته.
امروز احمد خونمون بود که بهم يه خورده حسابان ياد بده! هر چند آخرش نفهميدم حد چپ چيه٬ حد راست چيه! اما در کل.بحثمون کشيد به زندگی.بيچاره پدرش يه مشکلی پيش اومده بود واسش نزول گرفته بود.من تا الان قانون نزولو نمی دونستم.فکر ميکردم مثل بهرس.خدا ذليل کنه کسايی رو که نزول ميدن.سقط شن الهی.کثافتای آشغال.
هی! راستی.اينا رو نگفتم که بگين پسر چه قدر خوبه.چه قدر پاکه.چه قدر مظلومه.بر عکس.خيليم کثافتم.خيليم آشغالم. خيليم گناهکارم.اينجوری که من با مادرم رفتار ميکنم هيچ کی نميکنه.هر چيم عبادت کنم ميدونم آخرش جهنيم.اما خب.نميتونم تخمل کنمم مادرمو.کلافم ميکنه.مهم نيست البته.به درک! همه چی به درک.
فقط خدا رو بازم شکر ميکنم که انقدر دوستای خوبی دارم اينجا.خيلی خوبين.به آبجی مريمم که ميگم من بيريختم انگار بهش فحش دادم! همتونو دوست دارم ممنونم واقعا بابت اين همه لطفتون.هر چند لياقتشو ندارم.از آبجی ياسيمم معذرت می خوام که به بلاگش سر نزدم و ناراحتش کردم.اما خب.گفته بودم که تنبلم.فکر ميکردم که درک کنه.
ديگه خفه خون بگيرم بهتره.راستی بهتون يه پيشنهاد ميکنم.اگه يه چيز يه کس واستون خريد ديوونه نشين و جو نگيرتتون که بدين به کس ديگه.دو سال پيش واسم موبايل خريدن.اغفال شدم دادم به خواهرم! الان هر کاری ميکنم واسم نميخرن! همين خواهرم پيش مامانم ميگه می خوای چی کار؟ميگم می خوام به مردم شماره بدم..کاری داری تو؟مادرم ميگه آها پس بگو!  ميگم آره.مشکلی داری بگو!هر چند بعد عيد هر جور شده ميگيرم.اما شما اغفال نشين!
ای بابا! چرا لال نميگيرم؟ هيچی حسابان بلد نيستم خدا! از همه چی بدم مياد.چرا آخه مجبورم درس بخونم؟ که بهم زن بدن؟ ۱۰۰۰۰۰۰۰ سال سياه اين زنو نخواستم.مادره می خوادپول بده خارجم برم خفه ميشه.ميمونم اينجاو به کوری چشه همه يه مغازه ی کامپيوتری ميزنمو صد تا امثال اين کسايی که دورو ورم افه ميانو ميخرم.تا کور شود هر آن که نتواند ديد!
ديوونم نه؟ چه ربطی دارن اينا بهم؟ مثلا می خواستم کمتر بنويسم!
با بای!


پيام هاي ديگران ()





» مهر ٩٦
» اردیبهشت ٩٥
» تیر ٩٤
» خرداد ٩٤
» بهمن ٩۳
» دی ٩۳
» آبان ٩۳
» مهر ٩۳
» شهریور ٩۳
» امرداد ٩۳
» تیر ٩۳
» خرداد ٩۳
» اسفند ٩٢
» بهمن ٩٢
» آذر ٩٢
» مهر ٩٢
» شهریور ٩٢
» امرداد ٩٢
» تیر ٩٢
» خرداد ٩٢
» اردیبهشت ٩٢
» فروردین ٩٢
» اسفند ٩۱
» بهمن ٩۱
» دی ٩۱
» آبان ٩۱
» مهر ٩۱
» شهریور ٩۱
» امرداد ٩۱
» تیر ٩۱
» خرداد ٩۱
» اردیبهشت ٩۱
» فروردین ٩۱
» اسفند ٩٠
» بهمن ٩٠
» دی ٩٠
» آذر ٩٠
» آبان ٩٠
» مهر ٩٠
» شهریور ٩٠
» امرداد ٩٠
» تیر ٩٠
» خرداد ٩٠
» فروردین ٩٠
» اسفند ۸٩
» خرداد ۸٩
» اردیبهشت ۸٩
» فروردین ۸٩
» اسفند ۸۸
» بهمن ۸۸
» دی ۸۸
» آذر ۸۸
» آبان ۸۸
» مهر ۸۸
» شهریور ۸۸
» امرداد ۸۸
» تیر ۸۸
» خرداد ۸۸
» اردیبهشت ۸۸
» فروردین ۸۸
» اسفند ۸٧
» بهمن ۸٧
» دی ۸٧
» آذر ۸٧
» آبان ۸٧
» مهر ۸٧
» شهریور ۸٧
» اسفند ۸٦
» بهمن ۸٦
» آذر ۸٦
» آبان ۸٦
» شهریور ۸٦
» امرداد ۸٦
» تیر ۸٦
» اردیبهشت ۸٦
» فروردین ۸٦
» اسفند ۸٥
» بهمن ۸٥
» دی ۸٥
» آذر ۸٥
» آبان ۸٥
» مهر ۸٥
» شهریور ۸٥
» امرداد ۸٥
» تیر ۸٥
» خرداد ۸٥
» فروردین ۸٥
» اسفند ۸٤
» بهمن ۸٤
» دی ۸٤
» آذر ۸٤
» آبان ۸٤
» مهر ۸٤
» شهریور ۸٤
» امرداد ۸٤
» تیر ۸٤
» خرداد ۸٤
» اردیبهشت ۸٤
» فروردین ۸٤
» اسفند ۸۳
» بهمن ۸۳
» آذر ۸۳
» مهر ۸۳
» شهریور ۸۳
» امرداد ۸۳
» تیر ۸۳
» خرداد ۸۳
» اردیبهشت ۸۳
» فروردین ۸۳
» اسفند ۸٢


دانلود آهنگ جدید