بچه مثبت شیطون




يادشان گرامی باد...

یه بار دیگه تو اغوشم گرفت. بوسیدمش مثل همیشه مثل هر روز . نمی خواستم ازش جدا شم اما چرا نمی دونم... با یه نگاه مهربون رفت... انتظار برای برگشتنش از همون لحظه شروع شد ....نشستم کنار پنجره با خورشید خانومم  بازی کردم اونم می دونست که منتظرم تا بابایی در رو باز کنه و بیاد تو خونه .... خورشید خانوم کم کم داشت خسته می شد می خواست چشماشو ببنده و بخوابه می دونستم به محض اینکه چشمای خورشیدم بسته شه بابا هم میاد ... تلویزیون روشن بود داشت یه چیزایی نشون می داد و مامان با تعجب نگاه می کرد. نفهمیدم چه می گن . به عادت هر روزم رفتم تو بغلش... دیگه نزدیکای اومدنش بود... مثل هر روز بلند بلند شماره ها رو تکرار کردم .... یک ... دو... سه.... چهار.... چقدر بغلش خوب و گرم بود. همیشه عاشق این بودم که تو دامنش بشینم و با هم بشمریم ،  تا سر شماره 20 بابایی درو باز کنه و با یه شاخه گل بیاد تو .... اما چرا  دستش سرد شده بود؟ وقتی موهامو نوازش می کرد سردم می شد!  چرا دستش مثل همیشه گرم نبود؟ وقتی  دستم به صورتش خورد،  دیدم صورتش داغ داغ ِ. خیس بود

 _ مامانی چرا صورتت خیس؟

_ چرا دیگه نمی شمری ؟ اگه نشمری بابا دیر تر میادا....

 سریع شروع کردم.... یازده ... دوازده... خورشید خانوم خیلی وقته که خوابیده پس چرا بابا نیومد؟

_ مامانی بابا چرا نمیاد از 20 هم گذشت بیشتر از این بلد نیستم بشمرم .

 _ بابایی رفته یه سفر دور حالا حالا ها نمیاد...

_چرا مامانی؟

_ رفته پیش خورشید خانوم.... تو اسمونا....

_ بابایی که همیشه تو اسمونا بود اما هر شب بر می گشت... یه بارم خودمون باهاش رفتیم... تو اسمونا... یادته مامانی چقدر ابر و پرنده دیدیم؟ اما بازم برگشتیم خونه .... مگه هواپیمای بابا چقدر می تونه پیش خورشیدم بمونه؟

 _ این دفعه بابایی بدون هواپیما رفته تو اسمون... فردا صبح تو اسمون ببینش خوب؟

خیلی وقته که گذشته.... حالا تا 100  هم می تونم بشمرم اما بازم بابایی نیومد ... هر روز صبح با خورشید بازی می کنم اما بابایی پیشش نیست . وقتی بهش می گم بابام کجاست چشماشو می بنده و دوباره  شب میشه... پس بابام کجاست؟ مگه تو اسمونا نیست؟ پس چرا من نمی بینمش؟ خورشید که میره جلوی در می شینم تا بابایی درو باز کنه بیاد تو خونه ...اما نمیاد.  مامانی دیگه باهام نمیشمره... دستاش سرد سرد .  دیگه موهامو نوازش نمی کنه.... دیگه وقتی تو دامنش میشینم برام از بابام نمی گه... اونم چشمشم به دره... هنوز صورت مامانم خیس اما نمی گه که پس کی بابایی میاد؟...

_خورشید خانوم!  به بابام بگو بیاد! دلم خیلی واسش تنگ شده!  بگو گلایی که هر شب می اورد  همشون خشک شدن  دیگه گل نمیاره؟ نه نه گل نمی خوام بگو خودش بیاد ....می خوام بغلم کنه .. ببوستم.... بگو بیاد.... دلم تنگ شده..... بگو بیاد تا یه بار دیگه باهاش برم تو اسمونا.... نه نه اخه وقتی رفت تو اسمون دیگه نیومد...  بگو بیاد باهم می ریم پارک ... خورشید خانوم! چرا گریه می کنی؟ مگه بابام پیش تو نیست؟ گریه نداره که!  بهش بگو که حالا به جای 20 تا 100 تا براش میشمرم اما بیاد... بگو بیاد.... مامانی منتظره.... مامانی  همش تو اسمون مثل من  دنبالت می گرده  اما پیدات نمی کنه.... بهش بگو انقدر قایم موشک بازی نکنه .... بیا دیگه.... من دیگه از این بازیا دوست ندارم.... بگو بیاد ..... به خدا این دفعه ازش بازی سخت نمی خوام فقط بگو بیاد.... دلم تنگ شده براش.... خورشید خانوم! خورشید خانوم! چرا رفتی؟ پس بابایی من چی میشه؟ خورشید خانوم....

 

 

 


پيام هاي ديگران ()





» بهمن ٩٤
» آذر ٩٤
» تیر ٩٤
» خرداد ٩٤
» بهمن ٩۳
» دی ٩۳
» آبان ٩۳
» مهر ٩۳
» شهریور ٩۳
» امرداد ٩۳
» تیر ٩۳
» خرداد ٩۳
» اسفند ٩٢
» بهمن ٩٢
» آذر ٩٢
» مهر ٩٢
» شهریور ٩٢
» امرداد ٩٢
» تیر ٩٢
» خرداد ٩٢
» اردیبهشت ٩٢
» فروردین ٩٢
» اسفند ٩۱
» بهمن ٩۱
» دی ٩۱
» آبان ٩۱
» مهر ٩۱
» شهریور ٩۱
» امرداد ٩۱
» تیر ٩۱
» خرداد ٩۱
» اردیبهشت ٩۱
» فروردین ٩۱
» اسفند ٩٠
» بهمن ٩٠
» دی ٩٠
» آذر ٩٠
» آبان ٩٠
» مهر ٩٠
» شهریور ٩٠
» امرداد ٩٠
» تیر ٩٠
» خرداد ٩٠
» فروردین ٩٠
» اسفند ۸٩
» خرداد ۸٩
» اردیبهشت ۸٩
» فروردین ۸٩
» اسفند ۸۸
» بهمن ۸۸
» دی ۸۸
» آذر ۸۸
» آبان ۸۸
» مهر ۸۸
» شهریور ۸۸
» امرداد ۸۸
» تیر ۸۸
» خرداد ۸۸
» اردیبهشت ۸۸
» فروردین ۸۸
» اسفند ۸٧
» بهمن ۸٧
» دی ۸٧
» آذر ۸٧
» آبان ۸٧
» مهر ۸٧
» شهریور ۸٧
» اسفند ۸٦
» بهمن ۸٦
» آذر ۸٦
» آبان ۸٦
» شهریور ۸٦
» امرداد ۸٦
» تیر ۸٦
» اردیبهشت ۸٦
» فروردین ۸٦
» اسفند ۸٥
» بهمن ۸٥
» دی ۸٥
» آذر ۸٥
» آبان ۸٥
» مهر ۸٥
» شهریور ۸٥
» امرداد ۸٥
» تیر ۸٥
» خرداد ۸٥
» فروردین ۸٥
» اسفند ۸٤
» بهمن ۸٤
» دی ۸٤
» آذر ۸٤
» آبان ۸٤
» مهر ۸٤
» شهریور ۸٤
» امرداد ۸٤
» تیر ۸٤
» خرداد ۸٤
» اردیبهشت ۸٤
» فروردین ۸٤
» اسفند ۸۳
» بهمن ۸۳
» آذر ۸۳
» مهر ۸۳
» شهریور ۸۳
» امرداد ۸۳
» تیر ۸۳
» خرداد ۸۳
» اردیبهشت ۸۳
» فروردین ۸۳
» اسفند ۸٢


فروشگاه اینترنتی گالش

دانلود آهنگ جدید