بچه مثبت شیطون




هم ترانه ياد من باش

 گفتنی ها کم نیست ،  منو تو کم گفتیم   مثل هذیان دم مرگ از اغاز چنین در هم و برهم گفتیم  ، خواندنی ها کم نیست منو تو کم خواندیم منو تو ساده  ترین شکل سرودن را در معبد باد با دهانی بسته واماندیم....

نمی دونم تا حالا با این مشکلی که من الان برخورد کردم مواجه شدین یا نه اما یه موقع هایی ادم می خواد به یه عزیزی یه هدیه بده اما هر چیزی که میاد تو ذهنش از یه طرف ادم حس می کنه نه این ادم ارزشش خیلی بالاتر از این حرفاست یه چیز بهتر حتما وجود داره این خیلی حس بدیه که ادم هدیه ای لایق طرفش پیدا نکنه من که به شخصه خیلی با این مسئله مشکل دارم .....

قلب تو قلب پرنده پوستت اما پوست شیر زندون تنو رها کن ای پرنده پر بگیر اونور جنگل تن سبز پشت دشت سر به دامن اون ور روزای تاریک پشت این شبای روشن  برای باور بودن جایی باید باشه باید برای لمس تن عشق کسی باید باشه باید  که سر خستگیاتو به روی سینه بگیره  برای دل واپسیهات واسه سادگیت بمیره  حرف تنهایی قدیمی ولی تلخ و سینه سوز  اولین و اخرین حرف حرف هر روز  و هنوز  تنهایی شاید یه راه راهیه تا بی نهایت  قصه همیشه تکرار هجرت و هجرت و هجرت  اما تو این راه که هر راه  جز هجوم خار و خس نیست  کسی شاید باشه شاید کسی که دستاش قفس نیست ...

 حتی یه خط شعرم که میاد تو ذهن ادم که  بنویستش همش احساس می کنی که باید شعر قشنگتری برای ابراز احساست پیدا کنی ..... فکر کنم دلیل این مشکل فقط یه چیز ه ادم نمی تونه چیزی پیدا کنه که هم سطح معشوقش باشه یعنی نمیتونه معشوقش رو مقایسه کنه همیشه این حس که همه چیز در مقابل معشوقت پوچ و بی ارزشن توی ذهنت به وجود میاد ....

هر چی ارزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبای بی قراری مال من منمو حسرت با تو ما شدن تویو بدون من رها شدن ....

شما تا حالا تجربش کردین؟ تونستین قشنگترین وازه رو برای بیان احساستون پیدا کنین؟ یه خط شعر که دیگه هیچی روی اون نباشه وجود داشته؟ تا حالا از نحوه بیان احساستون راضی بودین؟

 مشکلم اینه که هیچی هم سطح این همه خوبی پیدا نمی کنم هیچی قابلشو نداره  هیچی! چه کنم؟

 بچه ها  بار دومیه که دارم برای عرفان می نویسم  همش به فکر این بودم که چه کاری کنم تا خوشحال شه؟ هیچی به ذهنم نرسید هیچی... تنها چیزی که به ذهنم رسید این بلاگ بود بلاگی که واسه صاحبش ارزش داره حرمت داره با خودم فکر کردم اگه حد اقل یه خطم واسش بنویسم اگر براش ارزش داشته باشه اگر براش ارزش داشته باشه می تونه خوشحالش کنه... دوری خیلی سخته چون همیشه دستتو برای هر کاری که بخوای  بکنی می بنده . این اخرین خطاییه که دارم واسه عرفان می نویسم خبر نداره که قراره بلاگ قشنگش بازم توسط من خراب شه اما امیدوارم از کاری که  کردم خوشحال بشه ... هیچی برای هدیه دادن بهش برای تشکر از  اون همه خوبیش ندارم هیچی امیدوارم اینو ازم بپذیره و اینکه بدونه همیشه رو کمکش حساب می کنم ...

کاش بر ساحل رودی خاموش ، عطر مرموز گیاهی بودم ،  چو بر انجا گذرت می افتاد بسرا پای تو لب می سودم ، کاش چون  پرتو خورشید بهار،  سحر از پنجره می تابیدم  ، از پس پرده لرزان حریر رنگ چشمان تو را می دیدم،  کاش چون اینه روشن می شد،  دلم از نقش تو و خنده تو،  صبحگاهان به تنم می لغزید گرمی دست نوازنده تو،  کاش چون یاد دل انگیز زنی می خزیدم به دلت پر تشویش  ،  ناگهان چشم ترا می دیدم خیره بر جلوه زیبایی خویش  ، کاش از شاخه سرسبز حیات گل اندوه مرا می چیدی کاش در شعر من ای مایه عمر شعله راز مرا می دیدی ...

 در ضمن با نظراتون شرمندم کردین خوشحالم که اندازه یه سر سوزنم که شده  تو دل دوستای عرفان جا دارم هوای دوست منو داشته باشین اگرم زمانی من پیشش نبودم شما تنهاش نذارین خیلی گله خیلی...  خوشحالم که برای دومین بار اسمم توی ارشیو این بلاگ ثبت شد مطمئن باشین که از پست بعدی  بازم مطالب قشنگ عرفانو می خونین ... شرمنده که با حرفام وقتتونو گرفتم .... خوش باشین...  این شعر اخرم چون همیشه ورد زبونمه نوشتمش به نظرم  واقعا زیباست  امیدوارم لذت ببرین ....

بردی از یادم دادی بر بادم با یادت شادم   دل به تو دادم  در دام افتادم از غم ازادم ،  دل به تو دادم فتادم به بند ای گل بر اشک خونینم نخند ،  سوزم از سوز نگاهت هنوز چشم من باشد به راهت هنوز،   چه شد ان همه پیمان که از ان لب خندان بشنیدم و هرگر خبری نشد از ان،  کی ایی به برم ای شمع سحرم در برزمم نفسی بنشین تاج سرم  تا از جان گذرم ،  پا به سرم نه جان به تنم ده چون به سر امد عمر بی  ثمرم،   نشسته بر دل غبار غم زان که من در دیار غم  گشته ام غم گسار غم ،  امید اهل وفا تویی رفته راه خطا تویی افت جان ما تویی .....

                                                                   شیوا

 


پيام هاي ديگران ()





» بهمن ٩٤
» آذر ٩٤
» تیر ٩٤
» خرداد ٩٤
» بهمن ٩۳
» دی ٩۳
» آبان ٩۳
» مهر ٩۳
» شهریور ٩۳
» امرداد ٩۳
» تیر ٩۳
» خرداد ٩۳
» اسفند ٩٢
» بهمن ٩٢
» آذر ٩٢
» مهر ٩٢
» شهریور ٩٢
» امرداد ٩٢
» تیر ٩٢
» خرداد ٩٢
» اردیبهشت ٩٢
» فروردین ٩٢
» اسفند ٩۱
» بهمن ٩۱
» دی ٩۱
» آبان ٩۱
» مهر ٩۱
» شهریور ٩۱
» امرداد ٩۱
» تیر ٩۱
» خرداد ٩۱
» اردیبهشت ٩۱
» فروردین ٩۱
» اسفند ٩٠
» بهمن ٩٠
» دی ٩٠
» آذر ٩٠
» آبان ٩٠
» مهر ٩٠
» شهریور ٩٠
» امرداد ٩٠
» تیر ٩٠
» خرداد ٩٠
» فروردین ٩٠
» اسفند ۸٩
» خرداد ۸٩
» اردیبهشت ۸٩
» فروردین ۸٩
» اسفند ۸۸
» بهمن ۸۸
» دی ۸۸
» آذر ۸۸
» آبان ۸۸
» مهر ۸۸
» شهریور ۸۸
» امرداد ۸۸
» تیر ۸۸
» خرداد ۸۸
» اردیبهشت ۸۸
» فروردین ۸۸
» اسفند ۸٧
» بهمن ۸٧
» دی ۸٧
» آذر ۸٧
» آبان ۸٧
» مهر ۸٧
» شهریور ۸٧
» اسفند ۸٦
» بهمن ۸٦
» آذر ۸٦
» آبان ۸٦
» شهریور ۸٦
» امرداد ۸٦
» تیر ۸٦
» اردیبهشت ۸٦
» فروردین ۸٦
» اسفند ۸٥
» بهمن ۸٥
» دی ۸٥
» آذر ۸٥
» آبان ۸٥
» مهر ۸٥
» شهریور ۸٥
» امرداد ۸٥
» تیر ۸٥
» خرداد ۸٥
» فروردین ۸٥
» اسفند ۸٤
» بهمن ۸٤
» دی ۸٤
» آذر ۸٤
» آبان ۸٤
» مهر ۸٤
» شهریور ۸٤
» امرداد ۸٤
» تیر ۸٤
» خرداد ۸٤
» اردیبهشت ۸٤
» فروردین ۸٤
» اسفند ۸۳
» بهمن ۸۳
» آذر ۸۳
» مهر ۸۳
» شهریور ۸۳
» امرداد ۸۳
» تیر ۸۳
» خرداد ۸۳
» اردیبهشت ۸۳
» فروردین ۸۳
» اسفند ۸٢


فروشگاه اینترنتی گالش

دانلود آهنگ جدید