بچه مثبت شیطون




 

الان تو کلاس vmware و دوره ی vcp هستم و به بچه ها تمرین دادم و دارن کار می کنن. و من دوباره به یاد اینجا افتادم!

به لطف خدا این روز ها خیلی هر دو داریم تلاش می کنیم که بهتر بشیم. به لطف خدا خیلی هم بهتر شدیم. البته الان یه مقداری از هم دلخور هستیم. دلیل هم داره از نظر هردومون. اما من از دید خودم می خوام بگم.

من فکرم اینه که این مدت سعی کردم تا جایی که می تونم ( چون بالاخره رفتارای بد زیاد داشته و دارم ) ثابت کنم که بهش اعتماد دارم و تو هیچ کاری نمی خوام دخالت کنم. قبلنا حتی از اینکه جایی میره و بهم نگه عصبانی میشدم. یادته؟! اما الان خیلی سعی کردم بهتر شم. همون طوری که اون خیلی بهتر شده. حتی با اینکه از وایبر و کلا این نکتولوژی ها بدمم میاد، هیچ حرفی در این مورد باهاش نزدم.

اما حرف من اینه که وقتی هر دو می خوایم اعتماد  همو جلب کنیم، انجام یه سری کارا که طرف مقابلمون حساس هست، شاید به خودی خودش کار بدی نباشه، اما بالاخره عاملی هست که در فرایند اعتماد سازی اختلال ایجاد می کنه.

من هیچ وقت فکر بدی نکردم چون کاملا میشناسمت و کاملا هم بهت اعتماد کردم. حتی اون روز هم گفتم من نگرانم، اما خودت لطفا دقت کن. اگر الان گفتم این کارو انجام بدید، زور گفتن نیست. خواهشی که ازتون دارم و مثل همیشه اختیار دارید واسه انجام دادن یا ندادنش.

من دوست ندارم انرژیمون در آینده وقتی میتونه صرف پیشرفت بشه، صرف این موارد بی ارزش بشه. البته به نظر شما نگرانیه من بی مورده، و به نظر منم اصرار شما که میگید بالاخره من مجبور میشم هر از چند گاهی ببینمش یا باهاش صحبت کنم. اختلافمون فعلا تو همین مورده. به نظر من میشه همون مسیر قبلی رو رفت. که شما از زنگ زدن یا حال و احوال پرسی بی مورد اجتناب کنید، و منم از اینکه گاهی وقتا مهمونی یا هر اتفاقی که مجبور میشید برید اونجا کوتاه بیام. همون طوری که سال ها اینجوری بی مشکل پیش رفتیم.

در مورد کار هم نگفتم شما شرط گذاشتی که من رضایت بدم شما کار کنی! کار کردن حق شماست. به کسی هم مربوط نیست. تا همیشه. منظورم این بود که میگفتی تا کار خوب پیدا نکنم دوست ندارم بیام تو خانوادتون. یا تا کار پیدا نکنمو به پدر مادرم کمک نکنم، دوست ندارم ازدواج کنم. و منم میگفتم حق دارید. آیا شما به من زور می گفتید که الان من اینو ازتون خواستم زور گفته باشم؟

نخواستم بهتون زنگ بزنم. چون هر دو ناراحت بودیم. اما چه ارتباطمون ادامه داشته باشه و چه نه، نمی خوام ناراحت باشید و منو بابت حرفای این مدت از سال پیش تا الان که ناراحتتون کرد ببخشید.


پيام هاي ديگران ()





» بهمن ٩٤
» آذر ٩٤
» تیر ٩٤
» خرداد ٩٤
» بهمن ٩۳
» دی ٩۳
» آبان ٩۳
» مهر ٩۳
» شهریور ٩۳
» امرداد ٩۳
» تیر ٩۳
» خرداد ٩۳
» اسفند ٩٢
» بهمن ٩٢
» آذر ٩٢
» مهر ٩٢
» شهریور ٩٢
» امرداد ٩٢
» تیر ٩٢
» خرداد ٩٢
» اردیبهشت ٩٢
» فروردین ٩٢
» اسفند ٩۱
» بهمن ٩۱
» دی ٩۱
» آبان ٩۱
» مهر ٩۱
» شهریور ٩۱
» امرداد ٩۱
» تیر ٩۱
» خرداد ٩۱
» اردیبهشت ٩۱
» فروردین ٩۱
» اسفند ٩٠
» بهمن ٩٠
» دی ٩٠
» آذر ٩٠
» آبان ٩٠
» مهر ٩٠
» شهریور ٩٠
» امرداد ٩٠
» تیر ٩٠
» خرداد ٩٠
» فروردین ٩٠
» اسفند ۸٩
» خرداد ۸٩
» اردیبهشت ۸٩
» فروردین ۸٩
» اسفند ۸۸
» بهمن ۸۸
» دی ۸۸
» آذر ۸۸
» آبان ۸۸
» مهر ۸۸
» شهریور ۸۸
» امرداد ۸۸
» تیر ۸۸
» خرداد ۸۸
» اردیبهشت ۸۸
» فروردین ۸۸
» اسفند ۸٧
» بهمن ۸٧
» دی ۸٧
» آذر ۸٧
» آبان ۸٧
» مهر ۸٧
» شهریور ۸٧
» اسفند ۸٦
» بهمن ۸٦
» آذر ۸٦
» آبان ۸٦
» شهریور ۸٦
» امرداد ۸٦
» تیر ۸٦
» اردیبهشت ۸٦
» فروردین ۸٦
» اسفند ۸٥
» بهمن ۸٥
» دی ۸٥
» آذر ۸٥
» آبان ۸٥
» مهر ۸٥
» شهریور ۸٥
» امرداد ۸٥
» تیر ۸٥
» خرداد ۸٥
» فروردین ۸٥
» اسفند ۸٤
» بهمن ۸٤
» دی ۸٤
» آذر ۸٤
» آبان ۸٤
» مهر ۸٤
» شهریور ۸٤
» امرداد ۸٤
» تیر ۸٤
» خرداد ۸٤
» اردیبهشت ۸٤
» فروردین ۸٤
» اسفند ۸۳
» بهمن ۸۳
» آذر ۸۳
» مهر ۸۳
» شهریور ۸۳
» امرداد ۸۳
» تیر ۸۳
» خرداد ۸۳
» اردیبهشت ۸۳
» فروردین ۸۳
» اسفند ۸٢


فروشگاه اینترنتی گالش

دانلود آهنگ جدید