بچه مثبت شیطون




گریه نمی کنم، نه اینکه سنگم...

این مدت سرگرم سایت Network PROF بودم. می خواستم یک قسمتی برای پرسش و پاسخ راه بندازم. اما نمی خواستم خیلی ساده باشه و البته مثل انجمن های معمول هم نمی خواستم پیچیده باشه. خلاصه نتیجه ی کار بعد از کلی بیداری کشیدن، شد این:

http://www.discuss.networkprof.com

چند ماهی میشه که خیلی لاغر شدم و این اواخر خیلی مشهود شده این موضوع. وعده های غذاییم که به دو تا رسیده، خوابم به شدت کم و جدیدا هم که آنفولانزای خوکی رو فکر کنم زدم تو رگ! و یک هفته مریض بودم. خلاصه نمی دونم چه مرضی دارم.

فردا ماه رمضون شروع میشه و من اصلا آمادگیشو ندارم!


پيام هاي ديگران ()

چرخی در توییتر...

دوستی گفت:عشق را گدایی نکنید، چرا که عموما چیز با ارزش را به گدا نمی دهند.

کپی رایت


پيام هاي ديگران ()

بگو یادت نرفته، منو یادت نرفته...

وقتی تو یه رابطه ی نزدیک نتونی و یا بلد نباشی کسی رو که دوست داری، خوشبخت کنی، بهترین کار اینه که ازش فاصله بگیری و دورادور دوسش داشته باشی.

اینجوری شاید اونم احساس خوشبختی کرد وقتی دید با اینکه هیچی ازش نمی خوای، اما دوسش داری.

دقیقا هیچی ازش نمی خوای، اما هنوز دوسش داری...


پيام هاي ديگران ()

Success is like your own shadow

اگه مغرور نشمو و خودمو چشم نزنم، باید بگم امروز تا حدی از خودم خوشم اومد. با این حال باید بیشتر کار کنم. بیشتر زحمت بکشم. هدفمو بزرگ تر کنمو و به این زودی های ارضا نشم.

فکر کنم این جملاتی که خیلی وقته به در و دیوار اتاقم زدم کار خودشونو کم کم می کنن.

باید یه سری جملات جدیدتر واسه یه سری دیگه از کمبود هایی که دارم به در و دیوار اتاقم بزنم. رو ضمیر ناخداگاهم فکر کنم تاثیر خوبی داره.


پيام هاي ديگران ()

طلوع من، طلوع من...

وقتی که دلتنگ میشمو، همراه تنهایی میرم..

داغ دلم تازه میشه، زمزمه های خوندنم، وسوسه های موندنم، با تو هم اندازه میشه...

قدر هزار تا پنجره، تنهایی آواز می خونم... دارم با کی حرف میزنم، نمی دونم نمی دونم...

این روزا دنیا واسه من، از خونمون کوچیکتره... کاش می تونستم بخونم، قدر هزار تا پنجره...

طلوع من، طلوع من وقتی غروب پر بزنه... موقع رفتنه منه...

حالا که دلتنگی داره رفیق تنهاییم میشه، کوچه ها نا رفیق شدن...

حالا که می خوان شب و روز، به همدیگه دروغ بگن، ساعت ها هم دقیق شدن... 

طلوع من، طلوع من وقتی غروب پر بزنه... موقع رفتنه منه...


پيام هاي ديگران ()

در جست و جوی دوست...

بسته شدن یاهو 360 اتفاق تلخی بود. از یک سری دوستان دیگه خبری نیست. نمونش داداش محسن.

داداش کجا هستید؟ ایمیل جواب نمیدید. تلفن شارجه ی شما رو هم میگیرم که یه خانم عربی صحبت می کنه و احتمالا میگه دسترسی به مشترک مورد نظر امکان پذیر نمی باشد، لطفا بعدا تماس بگیرید! هر چند قاعدتا و بنا بر خبر های قبلی باید ایران باشید. اگه اینجا رو هنوز می خونید خواهشن یک خبری بهم بدید. نگرانم. خیلی وقته.

 


پيام هاي ديگران ()

من غریبم، پرپرم کن...

فدای هوات بشم سرزمین عزیزم. بزن بارون، بزن خیسم کن...

عروسی اصلا خوش نگذشت. عروسی دختر داییم خیلی باحال تر بود. فقط الکی تا جاجرود رفتیم و برگشتیم. هر چند کم هم نرقصیدم.

البته باقی روزا خوش گذشت. از قرار گذاشتن با دوستای عزیز تا کلی چیز میز خریدن. جالبترین خریدم این بود که رفتم یه ظرف کوچیک عطر بخرم، اما وقتی اومدم بیرون دیدم 60 هزار تومان عطر تو دستمه! لعنت!


پيام هاي ديگران ()

...

حیف این هوا که میخام بذارمشو برم تهران..!


پيام هاي ديگران ()

نوستالوژی...

ماچخجالتابرواز خود راضیمتفکربغل


پيام هاي ديگران ()

بیا، همیشه یار هم باشیم..

اوف. مردم از خستگی. چه قدر رقصیدم. کلا رو هوا بودم. چه قدر دیوونه بازی. از کرواتم تا وسایل تو جیبم خیس خیس بود وقتی رسیدم خونه. خدایا شکرت.

هفته بعد اگه خدا بخواد یه عروسی باحال دیگه دعوتم. البته تو تهران. مخ مادرمو بزنم که قبل از اینکه برم ، یه دست لباس دیگم بخرم.

پ ن:امروز که الان دیگه دیروز شده، 3 دفعه رفتم دوش گرفتم.


پيام هاي ديگران ()

نیمه شعبان

خدا قسمت کرد و امروز آش نذری پختیم. این چند روز درگیر کار نیمه شعبان و خرید کردن و مسائل حاشیه ای بودم و اصلا کامپیوتر روشن نکردم!

آشو مادرم پخت. در واقع نمی خواستیم تو مسجد پخته شه. مراسم هم نگرفتیم بنابر دلایلی. البته کوچه رو تزیین کردیم. اما در کل خدا رو هزار مرتبه شکر همه چی خوب بود.

از تمامی افرادی که چه به صورت مادی و چه معنوی، چه ظاهری و چه غیبی کمک کردن ممنونم! از خدا هم که جز "افراد" محسوب نمیشه، ممنونیم!

برم لباس بپوشم. عروسی دختر داییمه.


پيام هاي ديگران ()

روزی روزگاری

چراغونی و تزیین کردن کوچه بالاخره امشب تموم شد. امسال احسانم نبود، بالا رفتن از تمامی تیر برقا و نصب ریسه ها افتاد رو دوش من. اما قشنگ شد خیلی. 

هنوز در عجب اتفاق دیروزم. می خواستم برای نصب ریسه یک میله ی بلند فلزی رو ببندم که یه لحظه میله بهم فشار آورد و کج شد. کج شدن همانا و برخورد به سیم های برق همانا ! اون لحظه که فقط جفت کرده بودم! اما بعدش که اتفاق رو مرور کردم، کرک و پرم ریخت. نفهمیدم چه جوری برق منو نگرفت وقتی میله به دو تا از سیم های تیر برق همزمان برخورد کرد. الطاف غیبی که بحثش جداست و خدا رو هم شاکرم، اما انصافا از کون شانس آوردم!!


پيام هاي ديگران ()

YOU

Darling, I forgive you after all

Anything is better than to be alone

And in the end I guess I had to fall

Always find my place among the ashes

I can't hold on to me

Wonder what's wrong with me

Lithium, don't want to lock me up inside

Lithium, don't want to forget how it feels without

Lithium, stay in love with you

Oohh! I'm gonna let it go


پيام هاي ديگران ()

واژه ی امروز

غروبهای داغ را گذرانده ام ، شیطانی های کودکانه، خوابهای گس و شیرین، اری! همه گذشته اند،و هر لحظه با یاد تووحضور تو.اما چند روزی است که نسیمی از شمال می وزد و به خاطر می اورد ابر و باران و دلهای گرفته و خزان طلایی را . اما تو... از تو دورم . و دلتنگ برای حتی کلامی از تو شنیدن . دلتنگ برای دلتنگی هایت . دلتنگ لحظه ای با هم بودن . چون همیشه میخواهمت در هر زاویه ی تنم .اما ندانم که سوار بر کدام قاصدک ، سویت ایم و بفشارم دستهای مهربانت را . از غم نمی نویسم ، نه ! از غصه هم نمی نویسم . اندوه را نمی خواهم ، شکوه ای هم نیست . اشک؟هیچ! فقط واژه ای که انعکاس کوچک لحظه هاست و تمام قصه و غصه ام.دلتنگم برایت . و سخت است که دل بگشایم با عکسی و کلامی در پستوی ذهنی و نوای عاشقانه ی غروبی و  خاطره ی  گرمی دستی.دشوار اینکه تنها خود خودت مرحمی و بس.چشم دوخته به آسمان گرفته ی ابستن ، که زاید اشکهایی از اعماق وجود.تا شاید در منشور نگاهشان بینی این دل و این نگاه منتظر را که قطره قطره ذوب می شوند در هر قدم این فاصله...آسمان شما نمی بارد؟اینجا که غوغاست! دلهای بی طاقت زیاد و اشکهای اسمان زیاد! اسمان شما نمی بارد؟خود را به هر قطره اش سپردم ، آسمانتان نمی بارد؟


پيام هاي ديگران ()

به به

امروز خوش گذشت. جاتون خالی. هوام حسابی معرفت به خرج داد.

داشتم به این فکر می کردم من تو خیلی از دانشگاه های کشور(شیراز، شریف، تهران،شهید بهشتی، بابل، ساری ...) به لطف دوستانم، دوستان جدیدی پیدا کردم. امروزم با بچه های دانشگاه بابل که با چند نفرشون تو زمینه ی شبکه همکاریم رفتیم بیرون.

اما ! اما حتی یک استاد و همکلاسی و آشنا هم در دانشگاه خودم نمیشناسم. واقعا نه استادی رو میشناسم و نه دانشجویی رو !! اونم تو دانشگاهی که به خاطر بعضی مسائل خیلی معروفه! ای خاک تو سرت کنن محمدعرفان!

کت پوست مار ندارم، شلوار لی که دارم..!

کلا در همین حد!


پيام هاي ديگران ()

ولی خب دل که دارم..!

فردا با دوستان شبکه ای! قراره بریم جنگل. ساعت 7 صبح گفتن بیا سر قرار. تا الان 7 صبح جنگل نرفته بودم که فردا انشالله میرم! 

وای که چه حالیه.. همه چی عالیه.. خوش میگذره با اینکه جیب من خالیه...!!


پيام هاي ديگران ()

نه واسه من گریه نکن، به درد من نمی خوره...

دیدم چند روزه آپدیت نمی کنم ایجا رو، گفتم بیام اعلام حضور کنم!

بوی اسپند اومد...!


پيام هاي ديگران ()

به شرطی که بدونم، شاد و خوشبختی...

پارسال تصمیم گرفته بودم از زندگیم کتاب بنویسم! فکر کنم یه 6 صفحه ای هم نوشتم. اما دیگه ادامش ندادم. در واقع یادم رفت تا امشب!

همین چند صفحه ای هم که نوشتم جالبه! توصیه می کنم بخونین. دانلود


پيام هاي ديگران ()





» بهمن ٩٤
» آذر ٩٤
» تیر ٩٤
» خرداد ٩٤
» بهمن ٩۳
» دی ٩۳
» آبان ٩۳
» مهر ٩۳
» شهریور ٩۳
» امرداد ٩۳
» تیر ٩۳
» خرداد ٩۳
» اسفند ٩٢
» بهمن ٩٢
» آذر ٩٢
» مهر ٩٢
» شهریور ٩٢
» امرداد ٩٢
» تیر ٩٢
» خرداد ٩٢
» اردیبهشت ٩٢
» فروردین ٩٢
» اسفند ٩۱
» بهمن ٩۱
» دی ٩۱
» آبان ٩۱
» مهر ٩۱
» شهریور ٩۱
» امرداد ٩۱
» تیر ٩۱
» خرداد ٩۱
» اردیبهشت ٩۱
» فروردین ٩۱
» اسفند ٩٠
» بهمن ٩٠
» دی ٩٠
» آذر ٩٠
» آبان ٩٠
» مهر ٩٠
» شهریور ٩٠
» امرداد ٩٠
» تیر ٩٠
» خرداد ٩٠
» فروردین ٩٠
» اسفند ۸٩
» خرداد ۸٩
» اردیبهشت ۸٩
» فروردین ۸٩
» اسفند ۸۸
» بهمن ۸۸
» دی ۸۸
» آذر ۸۸
» آبان ۸۸
» مهر ۸۸
» شهریور ۸۸
» امرداد ۸۸
» تیر ۸۸
» خرداد ۸۸
» اردیبهشت ۸۸
» فروردین ۸۸
» اسفند ۸٧
» بهمن ۸٧
» دی ۸٧
» آذر ۸٧
» آبان ۸٧
» مهر ۸٧
» شهریور ۸٧
» اسفند ۸٦
» بهمن ۸٦
» آذر ۸٦
» آبان ۸٦
» شهریور ۸٦
» امرداد ۸٦
» تیر ۸٦
» اردیبهشت ۸٦
» فروردین ۸٦
» اسفند ۸٥
» بهمن ۸٥
» دی ۸٥
» آذر ۸٥
» آبان ۸٥
» مهر ۸٥
» شهریور ۸٥
» امرداد ۸٥
» تیر ۸٥
» خرداد ۸٥
» فروردین ۸٥
» اسفند ۸٤
» بهمن ۸٤
» دی ۸٤
» آذر ۸٤
» آبان ۸٤
» مهر ۸٤
» شهریور ۸٤
» امرداد ۸٤
» تیر ۸٤
» خرداد ۸٤
» اردیبهشت ۸٤
» فروردین ۸٤
» اسفند ۸۳
» بهمن ۸۳
» آذر ۸۳
» مهر ۸۳
» شهریور ۸۳
» امرداد ۸۳
» تیر ۸۳
» خرداد ۸۳
» اردیبهشت ۸۳
» فروردین ۸۳
» اسفند ۸٢


فروشگاه اینترنتی گالش

دانلود آهنگ جدید