بچه مثبت شیطون




 

پیام های نوروزی آقای موسوی و خانم رهنورد رو گوش دادین؟ اگه گوش ندادین توصیه می کنم پیام خانم رهنورد رو حداقل از اینجا دانلود کنید و گوش کنید.

واقعا حیفه. حیفه که چنین انسان های روشنفکر و دانشمند و فیلسوفی داریمو خونه نشینشون کردیم. واقعا از این مسائل ناراحت میشم. حالا اینا نمونن. چند هزار نفر ایرانی مثل آقای موسوی و خانم رهنورد وجود دارن که یا خونه نشینن یا فرنگ نشین؟ به امید روزی که چنین افرادی مملکتمونو اداره کنن.

انشالله فردا میریم تهران و تا یک شنبه هستیم. یک شنبه هم میریم اهواز به امید خدا.

من 85 یادتونه؟ سه ماه پیش خواهرم واسم "من 89" خرید. این مدت داشتم فکر می کردم من که خاطراتمو تو بلاگ مینویسم،چه استفاده ای میتونم از من 89 بکنم؟ تا امروز که به این نتیجه رسیدم لغات یکی از کتاب زبان های تخصصیمو توش بنویسم که همیشه دوره کنم.

کتابش 30 یونیت داره و مخصوص کامپیوتر هستش. دیدم بهترین کار اینه که لغاتی که یادداشت می کنم کامپیوتری باشه تا انگیزه ی بیشتری واسه مطالعه اونا داشته باشم. طبق برنامه ریزی لغات این 30 یونیت رو آروم آروم و طی 3 ماه یادداشت و مطالعه می کنم.

یک قسمت از نقشه ی ذهنی(Mind Mapping) که واسه سال 89 طراحی کردم، مربوط به مهاجرت میشه. دو تا زیر مجموعه داره که یکیش تقویت زبان هستش. امیدوارم پایان سال 89 در این زمینه خوب عمل کرده باشم. به امید خدا.

اینم یه عکس از باغچه ی خونمون به مناسبت نزدیک شدن سال جدید.


پيام هاي ديگران ()

درسی از زندگی

نمیدونم چرا اما قدم زدن و پیاده روی مخصوصا بعد از کارو خیلی دوست دارم. بهم آرامش میده. امروز حین برگشتن به خونه، به این فکر می کردم مرز بین لذت بردن و نبردن از زندگی چه قدر کوتاهه.

از خونمون برای رفتن به ساری، دو تا خیابون اصلی وجود داره که میرسه به بر خط و میشه تاکسی گرفت.(تا دلتون بخواد خیابون فرعی این وسط وجود داره) قبلا حتما از اون مسیر کوتاهه میرفتم. یا بعضی وقتا که مجبور بودم موقع برگشتن از طرف خیابون طولانیه بیام، درست سر خیابون پیاده میشدم که پیاده رویم به کمترین مقدار خودش برسه!

سر این خیابون طولانیه که اسمش یاس 45 هستش، یه رودخونه وجود داره. در واقع موازی با محله ی ما هستش و مرز بین محله ی ما با محله ی کناری هم محسوب میشه.

یه مدت هستش که موقع برگشت سعی می کنم از این سمت بیام و بر خلاف معمول، قبل از رودخونه پیاده بشم. از سر خیابون تا خونمون یک ربع راه هستش و از سر رودخونه تا خونمون طول راه میشه 17 دقیقه! یعنی فقط 2 دقیقه اختلاف.

اما باور کنید همین دو دقیقه، و رد شدن از پل عابر پیاده ی روی رودخونه، چنان انرژی بهم میده که بقیه راهو شاد و شنگول طی می کنم. ببنید! دو دقیقه راهمو طولانی تر کردم، اما لذتی که از طی کردن این مسیر اجباری میبرم ده برابر شده.

اینو به خودم میگم. بعضی وقتا با دادن یه سری تغییرات جزیی، چه قدر راحت میشه فرم زندگی رو عوض کرد و ازش لذت برد. همیشه لازم نیست قدم ها و تصمیمات بزرگ گرفت. تصمیم های کوچیکی که بشه به اون رسید، روحیه آدمو برای به دست آوردن خواسته های بزرگتر چند برابر می کنه. 


پيام هاي ديگران ()

بار و بندیلو ببند

سال 88 یکی از معتدلترین و بارونیترین سال ها تو حداقل یک دهه ی گذشته بود. واقعا مصداق عبارت "معتدل خزری" بود.خدا حسابی حال داد امسال. شکر.

فردا هم باید برم شرکت. برنامه ی اهواز رفتنم هم در هاله ای از ابهام فرو رفته! الان 4 ساله می خوام برم اهواز اما جور نمیشه!

سال تحویل قرار بود تهران باشم. اما حالا معلوم نیست. در هر صورت باید یه مسافرت برم. خستم خیلی.

فکر کنم یه ماه بشه که یه ناهار درست و حسابی تو خونه نخوردم. همش بیرون غذا خوردم.


پيام هاي ديگران ()

عشق دیرین...

تو بر بام عالم ، ستاره ی من

نظر در تو اوج نظاره ی من

به شوق وصالت چو جامه درم

نگاه تو عمر دوباره ی من

 

به عالم نبودم ، کنار تو بود

که از تو گرفتم نشان وجود

تو ای عشق دیرین تو را که نوشت

تو ای شور شیرین ، تو را که سرود

پ ن: تصنیف عشق دیرین، آلبوم عشق دیرین، سالار عقیلی


پيام هاي ديگران ()

همه شنگولیم، همه چی آرومه، فقط جای رفیقامون که نیستن خالیه

شرایط الان دقیقا مثل شرایطی هستش که تو پست قبلی نوشتم! خیلی خسته بودم و غروب خوابم برد. البته فردا دیگه سر پروژه نمیرم و از پس فردام که دیگه کار قرار بود تعطیل بشه تا بعد عید. امیدوارم بشه سر 2 ماه که مدت پروژه هست تحویلش بدیم.

خدا رو شاکرم که دارم تو این شرکت کار می کنم. یه سری روابط قشنگی وجود داره. واقعا امیدوارم نه الان که من هستم، بعد ها اگه منم نبودم، این روابط قشنگ تو شرکتشون بمونه.

کار با شرکت نفت واقعا سخته. ماشالله انقدر بهشون رسیدن که همه واسه خودشون رییس هستن. هر چند انصافا ما خیلی دقیق کار می کنیم، اما با این حال یه خورده اذیتمون می کنن!

پ ن: عنوان این پست از آهنگ جدید هیچکس، به نام "یه روز خوب میاد" گرفته شده. توصیه می کنم حتما دانلودش کنید، واقعا قشنگه.


پيام هاي ديگران ()

روزگار...

دیشب حدودای 11 بود که از رو کامپیوتر بلند شدم و رفتم تو تخت خواب. که اول یه سری کارار رو تو لپتاپ برسمو بعدشم بخوابم. کارم که تموم شد گفتم یه نگاهی به چندین گیگ فیلمی که چند روز پیش یکی از بچه ها بهم داده بود بندازم. نگاه انداختن همانا و تا ساعت 3 صبح بیدار موندن همانا.

 امروز غروب که داشتم از سر پروژه برمیگشتم خونه، عملا خواب بودم! خدا رو شکر دیروز اتاق جدیدمو راه انداخته بودم. اومدم خونه مستقیم رفتم اونجا و با اینکه سرد بود تا ساعت 9 خوابیدم.

الانم که ساعت 10.5 هستش دارم فکر می کنم آیا امشب میتونم زود بخوابم یا نه!


پيام هاي ديگران ()

خانه ی جدید!

خب این نوشته رو از اتاق جدیدم دارم پست می کنم. وسایل ضروری از جمله تخت، میز، انواع نوشیدنی، لپتاپ و موبایلمو اوردم این ور که راحت باشم. دست شویی و آشپرحونه و حمومم که داره.

البته وقتایی که ارشک نباشه، مطمئنا تو اتاق خودم میمونم. اما اینجا واسه مواقعی که ارشک داره اذیت می کنه حکم آلترنیتیو رو داره.

خدایا! به هممون کمک کن که قدر نعمتاتی که بهمون میدی رو بدونیم. خدایا به منم کمک کن از این فرصت بتونم بهترین بهره رو برای پیشرفت خودم و راضی نگه داشتن پدر و مادرم ببرم.


پيام هاي ديگران ()

موبایل جدید

گوشی جدیدی که سفارش داده بودم چند روز پیش رسید دستم. این مدت وقت نشدم اصلا باهاش کار کنم. امروز که خونه بودم باهاش مقداری کلنجار رفتم. انصافا فوق العادست.

مدلش Omnia2 سامسونگ هستش. اطلاعات تکمیلی

یادمه روزایی آرزوم داشتن لپتاپ و موبایل و این جور چیزا بود. این مدت که به اینا رسیده بودم همش فکر می کردم چه آرزو های سخیفی داشتم. اما امروز به این نتیجه رسیدم سخیف خودمم!

اینا یه روزی آرزوی من بودن. حالا که بهشون رسیدم به جای اینکه خدا رو شکر کنم، چهار تا برچسب ناجورم به آرزوهام میزنم.

خدایا منو ببخش. ممنونتم. شکرت خدیا. از اعماق وجودم شکرت می کنم. امیدوارم همه به آرزو های کوچیک و بزرگشون برسن. منم به باقی آرزوهام برسم.

خدایا میدونم تمام چیزایی که من دارم، همین الان آرزوی خیلی ها هستش. خیلی هام خیلی چیزا دارن که من آرزوشونو دارم. خدایا کمکمون کن که هیچ وقت خودمونو گم نکنیم. توفیق بده قدر نعمتایی که بهمون دادی رو بدونیم و شکر گزاریتو همیشه به جا بیاریم.

پ ن: نگین پسره چه قدر موبایل بازه. باور کنید چند باری که تو بلاگ نوشتم قصد عوض کردن موبایل دارم، هیچ وقت نشد که عوض کنم. یعنی تا دیروز همون کا 850 رو که 3 سال پیش خریده بودم داشتم استفاده می کردم! خودمم فکر نمی کردم بتونم از یه موبایل انقدر استفاده کنم. این اواخرم بدجور قاط زده بود. واسه همین یه جدید خریدم.


پيام هاي ديگران ()

اینترنت

ساعت 6 غروبه. الان بندر امیر آباد هستم. خدا رو شکر کار امروز تموم شد. اما فکر کنم 3 هفته ای کار داشته باشیم. خیلی سنگینه.

برم اماده شم که برگردم خونه.


پيام هاي ديگران ()

خواهر زاده ها !

ارشک و اشکان رو در تصویر زیر مشاهده می کنید! نخواستم عکس پلو خوری و مصنوعی بذارم. واسه همین انقدر کثیفن!

با تمام این اوصاف، من هنوز عاشق بچگی های ارشک هستم که شبیه هر چیزی بود الا انسان!

اشکان خیلی لاغره. حال نمیده! ارشک هم سن اشکان بود رضا زاده رو میگفت زکی!

پ ن: احتمالا فردا کوچ می کنم به خونه پدر بزرگ خدا بیامرزم. از دست همین جقله ای که دیدینش!


پيام هاي ديگران ()

برنامه سال 89 - قسمت دوم

برنامه ای دیگه ای که وجود داره اینه که باید تا تابستون دوره های شبکه تو ساری رو تموم کنم به هر قیمتی شده. و کل تابستون رو تهران باشم و یکی دو تا دوره ای که با توجه به شرایط ضروری میبینم، بگذرونم.

هدف ایده آلی که بهش فکر می کنم واسه سال بعد، تدریس شبکه است. تدریس رو خیلی دوست دارم و حس می کنم میتونم موفق بشم به لطف خدا. مطمئنا اگه تدریس تو یه شهر بزرگ باشه که خیلی خوبه، اما واسه شروع میشه از کارای جزیی ترم شروع کرد.

برای همین تدریس هم هستش که حتما باید چند دوره تهران بگذرونم. مخصوصا اگه بخوام شمال تدریس کنم، چون خودمم شمال درس خوندم، گذروندن چند دوره در شهر دیگه و مخصوصا پایتخت، باید قبول کرد که وجهه آدم رو بالاتر میبره. هر چند بماند که استاد و محیط تدریس تو ساری رو با توجه به ارتباطی که با بچه های تهران دارم، صد درصد بهتر و مفیدتر میدونم. جا داره یه تشکر ویژه هم از استادم بکنم. البته استاد تهرانی هستش اما دانشگاه قائمشهر درس خونده بود و همین جا هم موندگار شد.

با تمام این اوصاف، باید کار شرکت را با جدیت دنبال کنم. فعلا تو کار ثبت کردنش هستم و باید اعتراف کنم برنامه ی مدونی برای کار ندارم. باید کارایی که می خوام تو شرکت انجام بدم و اهدافی که می خوام بهشون دست پیدا کنمو واسه خودم مشخص کنم.

مهمتر از تمام اینا، پیدا کردن شریک خوب، قابل اعتماد و متخصص هستش که ترجیحا همشهری باشه. جالبه که تو تمام ایران، دوستای متخصص خوبی دارم، اما تو شهر خودم کسی رو نمیشناسم.

یکی از مهمترین دلایلی که می خوام شرکت ثبت بشه، به خاطر روحیاتم هستش. مطمئنا تو کتم نمیره واسه مدت زیادی واسه دیگران کار کنم! البته استثنا هم مسلما داره. مگه میشه برم شرکت مایکروسافت و چنین حرفی بزنم؟! و یا یه شرکت خوب تو همین ایران که محیط خوبی داشته باشه. اما در مجموع طاقت حرف زور رو اصلا ندارم و برخورد خشنی خواهم کرد در این جور موارد.

تو پست های بعدی، در مورد اهدافم در مورد نتورک پروف و همچنین کمی تلاش برای تغییر در صفات ذاتی خودم خواهم نوشت.

پ ن: تغییر دادن بعضی اخلاق ذاتیم رسما دهن منو سرویس کرد. خیلی جاها حس کردم که تا حد زیادی موفق شدم، اما هنوز خیلی مونده تا به ایده آل مورد نظرم برسم. اصلا نمیدونم میرسم یا نه. اما مهم اینه که می خوام و تلاشمم به امید خدا می کنم. و مطمئنا خدا هم کمک می کنه.


پيام هاي ديگران ()

تو به من دل بستی...

چه قدر خوبه مثبت به زندگی نگاه کنیم. میدونم سخته. مشکلات، سو تفاهم ها و خیلی عوامل دیگه نمیذارن. اما چه قدر قشنگه که سعی کنیم که مثبت اندیش بشیم.

همه چی آرومه تو به من دل بستی، این چقد خوبه که تو کنارم هستی
همه چی آرومه غصه ها خوابیدن، شک نداری دیگه تو به احساس من

همه چی آرومه  من چقد خوشحالم ، پیشم هستی حالا  به خودم می بالم
تو به من دل بستی از چشات معلومه ، من چقد خوشبختم   همه چی آرومه

 

تشنه ی چشماتم منو سیرابم کن ، منو با لالایی  دوباره خوابم کن
بگو این آرامش  تا ابد پابرجاست ، حالا که برق عشق تو نگاهت پیداست  

همه چی آرومه  من چقد خوشحالم ، پیشم هستی حالا به خودم می بالم
تو به من دل بستی از چشات معلومه ، من چقد خوشبختم  همه چی آرومه


پيام هاي ديگران ()

برنامه سال 89 - قسمت اول

نگاهی به سال 88 و برنامه های سال 89 - قسمت اول:

البته از پارسال برنامه ی مکتوبی ندارم که دقیقا بتونم بررسیش کنم. اما یکی از مهمترین برنامه هام واسه سال بعد، پیگیری تحصیل در زمینه ی شبکه بود.

در مورد شبکه باید بگم به لطف خدا خیلی پیشرفت کردم. اما اونجوری که می خواستم عمل نکردم. هنوز کمی کم کاری تو وجودم هست. مثلا واسه پاییز و زمستون کلی برنامه واسه یه جهش تو زمینه ی شبکه داشتم که متاسفانه بهشون توجه نکردم.

البته از نقطه نظر کاری، پیشرفت های خیلی بزرگی نصیبم شد به لطف خدا. انتظار نداشتم از نظر کاری، امسال بتونم پیشرفتی داشته باشم. اما خدا رو شکر خلاف این موضوع اتفاق افتاد.

البته یه موضوعی هست این وسط که مستقیما به اخلاقم بر میگرده. و اون اینکه برای رفتن دنبال کار تنبلی می کنم. یعنی اگه کار باشه واقعا با جون و دل انجام میدم و تنبلی نمی کنم. همان طور که امسالم به خودم نشون دادم چه جوری صبح و شب کار می کردم واسه پروژه ی دانشگاه. اما اگه کاری نباشه، با توجه به اخلاقم میدونم که سخت میرم دنبالش.

اینو دارم میگم که سال بعد نیام بگم امسال از نظر کاری بد بود. مطمئنا اگه این مشکلو حل نکنم، سال بعد پیشرفتی نمی کنم. به اینم باید توجه کنم که باید به خودم متکی باشم. نه اینکه منتظر دیگران باشم.

مثلا همین امسال اگه کاری اومد، به خاطر تخصص هایی که داشتم بود. یعنی دوستام که پروزه میگرفتن میدونستن که نیاز دارن به تخصص من.

این آشکارا داره بهم میگه که هیچ وقت برای فراگیری تنبلی نکنم و هیچ وقت فکر نکنم خدا شدم. واقعا امیدوارم تا آخر عمرم چنین حسی بهم دست نده. روزی که اینجوری بشم، روز مرگ فعالیت حرفه ایم خواهد بود.

البته برای رفع این مشکل چند وقت پیش اقدام کردم و راه اندازی شرکت دقیقا در همین راستا بود. که در مطالب بعدی در موردش مینویسم انشالله.

نتیجه این مطلب برای برنامه ریزی سال 89:

1- سال بعد باید با تمام وجود بری دنبال کار. منتظر نباشی کار بیاد. تنبلی و خجالت در این زمینه بره کنار.

2- تحصیل در زمینه ی شبکه همچنان در اولویت خواهد بود. امسال اون طوری که میشد خوب عمل نکردی. در مورد جزییات تحصیل در زمینه ی شبکه پست های بعدی مینویسم.


پيام هاي ديگران ()

بازبینی

انشالله اگه خدا کمک کنه، می خوام از امسال، آخر هر سال با توجه به مطالب بلاگم، یه نگاهی به سالی که گذشت بکنم و برنامه هام واسه سال اینده رو هم بررسی کنم. اصولا من هر وقت در مورد کار ها یا نقاط صعف و قوتم تو بلاگ نوشتم، خیلی بهتر تونستم در موردشون عمل کنم. صرفا یه جور برنامه ریزی واسه آینده و البته بررسی این موضوع که به برنامه های سال قبل تا چه حدی عمل کردم.


پيام هاي ديگران ()

کنسلش کن رفتنو...

آلبوم جدید مجید خراطها اومد بالاخره. در مورد غنای موسیقیش نمیتونم اظهار نظری کنم، چون سوادی ندارم. اما به عنوان یه شنونده ی ساده، میتونم بگم این بشر واسه خودش اعجوبه ای هستش. آهنگ "کنسل" که اسم البومشم هست، فوق العادست لعنتی.

تیغ بردار دستام و خط خطی کن، تلافیه 
عمری من زدم به قلبت تو نگفتی کافیه 

تو رو به خدا قسم اون طور نگاه نکن به من 
لااقل چیزی بگو فحشی بده حرفی بزن 

عزیزم دستات نلرزه تیغ اول و بزن 
واسه ی خیانتا و بی محلیای من 

تیغ دوم و بزن بزار بریزه آبروم 
من خیانت کردم اما تو نیاوردی به روم 

سه و چهار و پنج و شش، تیغا رو پشت هم بزن 
وقت جون دادنمم وایسا تو چشمام زل بزن 

شاید اون لحظه ببینی اشک چشمای من و 
بیا با هم آ شنا کن تیغ و رگهای من و 

برید آلبومشو دانلود کنید و واسه سلامتیش دعا کنید که بازم آلبوم بده بیرون.


پيام هاي ديگران ()

:(

ساعت 3:30 صبح هستش. دلم گرفتست. خیلی زیاد. یادتونه قبلا گفته بودم ناراحت میشم از اینکه روزی پدرم ممکنه زودتر از من از دنیا بره؟ یا مادرم. یا یکی از عزیزانم. یادتونه گفتم چه قدر این فکرای مسخره آزارم میده.

الانم همون حسو دارم. از اینکه روزی، این روزا بگذرنو و من فقط حسرت اینو داشته باشم که فقط واسه یه لحظه برگردم به این دورانو پشت سیستمم، تو اتاق خودم بشینمو اهنگ گوش بدم. 

خدایا. من میترسم از گذشت زمان. خدایا میدونی که نسبت به مردن حسی ندارم. نه میترسم و نه نمیترسم. اما از اینکه زمان بگذره و من حسرت این روزای شیرینو بخورم میترسم.

خدایا چی کار باید بکنم؟ تو که بهم توفیق دادی تا همیشه زیر لب شکرتو کنم. دیگه چی کار میتونم بکنم؟

باورم نمیشه بابت چنین چیز مسخره ای دارم اینجوری گریه می کنم. نمیدونم شاید به خاطر گناهانمه که اینجوری دارم تقاص پس میدم. خدایا تو که میدونی من هیچ وقت نمی خواستم مسیرم منحرف شه. تو که میدونی خدایا. پس چرا کمکم نمی کنی؟

خدایا. نمیدونم تو زندگیم کار خوبی کردم یا نه. اما اگه کردم، مثل همیشه تو رو به همون کارای خوبم قسمت میدم که کمکم کنی. خدایا تو اگه ازم رو برگردونی من چه غلطی کنم؟

خدایا. دوست ندارم تو جوونیم گناه کنم. تو که میدونی اخه. چرا پس همیشه یه جای کار میلنگه؟ هر وقت یه چیزمو با کمک تو درست می کنم، یه چیز دیگه میلنگه. چرا آخه؟

خدایا نکنه به خاطر این گناهانم باشن که زندگی انگاری انقدر واسم شیرینه که دوست ندارم بگذرن؟ خدایا تو خودت شاهدی. درسته هیچ وقت دوست نداشتم بیچاره باشم، اما هیچ وقتم دوست نداشتم بی غم و مرفه باشم.

خدایا. من اسیرم. خودت نجاتم بده :((


پيام هاي ديگران ()

مهندس!

چند روز قبل گفته بودم شبکه بیسیمی که راه انداختیم مشکل آنتن دهی داره. یادتونه؟ این چند روز پیگیری کردم دیدم قیمت آنتن های شبکه خیلی گرونه. معمولیاش از 20، 30 تومن شروع میشد و تا 100 تومن میرسید.

گفتم چه کنم چه نکنم، به یاد اینترنت افتادم. یه جست و جویی زدم و چندین ویدئو دیدم و به این نتیجه رسیدم که خودم میتونم یه آنتن بسازم! به یاد دورانی که از این کارا می کردم!

خلاصه اینکه الان زدم آنتن خود دستگاه رو شکوندم و دارم با کمک فیش اون آنتن و قوطی کنسرو یه آنتن میسازم. به بابا هم زنگ زدم که داره از مدرسه میاد، 15 متر سیم مفتولی بخره واسم.

یعنی اگه امشب جواب نگیرم خسارتمو هر جور شده از این سایت های خارجکی میگیرم!


پيام هاي ديگران ()

تو ای وطن...

امروز کلی روزنامه و مجله توقیف شدن. خیلی از این نظر بد بود.

اما به نظرتون وقتی اخر شب به خبری با عنوان "عکس دسته جمعی اعضای روزنامه اعتماد پس از توقیف با نشانه V" بر بخورید و بعد از باز کردنش این عکسو (چون میدونم سایت اصلی فیلتر هستش، عکسو یه جای دیگه اپلود کردم که راحت باشید) ببینید، چه حسی بهتون دست میده؟؟

من که از اعماق وجودم به خودم بابت همراهی و همکاری با چنین جنبش سبز و پر امیدی افتخار کردم. درود بر تمامی شما. ایران و ایرانی از دیروز، تا امروز و تا فردا ها به چنین افرادی مدیون بود، هست و خواهد بود.

خدایا ما منتظر حرکتت هستیم. زودتر تکونی به خودت بده لطفا.

پ ن: انقدر این عکس بهم انرژی داد و انقدر احساساتمو جریحه دار کرد که نتونستم اینجا رو به روز نکنم.


پيام هاي ديگران ()

روز های شیرین

و خدایا خیلی شکرت بابت تمام این روز ها.

چون میدونم روزی خواهد رسید که دلم برای بودن تو اتاق خودم، تو خونه ی پدریم، پشت کامپیوتر نشستنو همایون شجریان گوش دادنو با صدای بلند آواز خوندن تنگ خواهد شد. بدجوری هم تنگ خواهد شد.

وطن، وطن، نظر فکن به من که من
به هر کجا غریب وار
که زیر آسمان دیگری غنوده ام
همیشه با تو بوده ام
همیشه با تو بوده ام... 


پيام هاي ديگران ()

together again

Never thought that I'd be leaving you today 
So alone and wondering why I feel this way 
So wide the world 
Can love remember how to get me home to you 
Someday 

We'll be together again 
All just a dream in the end 
We'll be together again


پيام هاي ديگران ()

شبکه

تجهیزاتی که برای راه اندازی شبکه بیسیم سفارش داده بودم امروز رسید. بنا داریم کل کوچه رو این بار به صورت بیسیم شبکه کنیم.

اما متاسفانه امشب جواب نگرفتیم. یعنی موانع و فاصله به حدی بودن که اجازه ی گرفتن سیگنال ها رو به کامپیوتر بچه ها نمیدادن. دوای درد هم خرید چند آنتن جانبی هستش که باید ببینم چه مدلی هستن و قیمتاشون چنده.


پيام هاي ديگران ()

به نام خدا، شروعی جدید

به امید خدا قصد راه اندازی یه شرکت دارم. البته دوست ندارم تنهایی کار کنم. با چند تا از بچه ها صحبت هم کردم اما اونی که می خواستم نبودن. دوست دارم کسایی که با من هستن، مثل خودم دیوانه باشن. زندگیشون واسه کار پای کامپیوتر نگذره، بابت تفریح پشت کامپیوتر بشینن.

فعلا در حال انتخاب اسم هستیم. اگه چیزی به ذهنتون رسید دریغ نکنین. 3 سیلابی باشه و ایرانی!

هر گونه ایده ای در زمینه ی راه اندازی، بازاریابی، پیشرفت و خلاصه هر چیزی که فکر می کنین به درد بخوره اگه دارین ممنون میشم باهام در میون بذارید.


پيام هاي ديگران ()

قلیون!

از هفته قبل سه شنبه، تا این لحظه قلیون نکشیدم.

اگه بتونم از این لحظه تا آخر سال 88 هم قلیون نشکم، اول فروردین خودمو به یک روز کامل قلیون کشی با طعم خارجی مهمون می کنم!

پ ن: البته تصمیمی برای اجرایی کردن این خودکشی محض ندارم! باید ببینیم شرایط چی پیش میاره تا آخر اسفند!


پيام هاي ديگران ()

با اینکه دردمندم، دلم می خواد بخندم

هر چی خواستم در برابر وسوسه ی دانلود اهنگ های چاووشی مقاومت کنم اخر نشد! هفته قبل وسط دانلود اهنگاش، احساس بدی بهم دست داد و کنسلش کردم. اما امروز دیگه دیدم خیلی ضایعست یک دفعه ملت ما شدن حامی کپی رایت. از جو گیری بدم میاد! صرفا به همین دلیل زدم تمام ترک های آلبوم جدیدشو دانلود کنم! شرمندم محسن جان!

اگه از دست همه خسته شدم ، به تو که بدجوری وابسته شدم
به تو که نمیتونم راست نگم ، به چشات هر چی دلم خواست نگم
توی دست تو اسیری خوبه ، جونمو ازم بگیری خوبه

با اینکه که کوه دردم ، با اینکه غم زیاده
همین که با تو باشم ، از سرمم زیاده 

اینو تقدیم می کنم به کسی که مدت هاست مایه ی ارامش من بوده. نعمتی که اگه به خاطرش خدا رو شکر نکنم، نا شکری کردم. همون کسی که قراره همکارم بشه تو شرکت جدید!


پيام هاي ديگران ()

وبلاگ

ای انسان ها ! وبلاگ بنویسید و در وبلاگتان از نیاز ها، تصمیمات و احساستان بنویسید. به چند دلیل که دو دلیل از این چند دلیل را ذکر می کنم!

اول اینکه چند سال بعد خواندن این مطالب بسیار دلنشین خواهد بود.

دوم اینکه با خواندن مطالب قدیمی، خواسته ها، آرزو ها و اهدافتان یاداوری می شود که خیلی اوقات بیشتر اونها را فراموش کرده اید.


پيام هاي ديگران ()

خواهش می کنم!

خدایا ! ملتمسانه ازت می خوام که زودتر این ارشک به حرف بیاد.

اول چون خودم 5 سالگی حرف اومدم و میدونم بدبخت چه زجری میکشه وقتی نمی تونه منظورشو برسونه! دومم واسه اینکه دیوانه شدم از دست جیغ و داداش! یک دفعه قاط میزنه شروع می کنه شعر خوندن واسه خودش :((

خدایا ناشکری نباشه. بچه ی بامزه ای هستش. واسه پدر و مادرش حفظش کن. شیرینم هست این جیغ کشیدناش. اما خدایا مام کار و زندگی داریم دیگه، درک کن!


پيام هاي ديگران ()

آخرین سنگر سکوته!

به امید خدا بنا بر اینه که خونه ی پدربزرگم تعمیر بشه و من کوچ کنم اونجا. ارشک و اشکان واقعا تمرکزمو بهم میزنن بیشتر اوقات. امیدوارم تا قبل عید تعمیرات تموم شه. تازه اگه تو این مدت نظرم عوض نشد!


پيام هاي ديگران ()





» بهمن ٩٤
» آذر ٩٤
» تیر ٩٤
» خرداد ٩٤
» بهمن ٩۳
» دی ٩۳
» آبان ٩۳
» مهر ٩۳
» شهریور ٩۳
» امرداد ٩۳
» تیر ٩۳
» خرداد ٩۳
» اسفند ٩٢
» بهمن ٩٢
» آذر ٩٢
» مهر ٩٢
» شهریور ٩٢
» امرداد ٩٢
» تیر ٩٢
» خرداد ٩٢
» اردیبهشت ٩٢
» فروردین ٩٢
» اسفند ٩۱
» بهمن ٩۱
» دی ٩۱
» آبان ٩۱
» مهر ٩۱
» شهریور ٩۱
» امرداد ٩۱
» تیر ٩۱
» خرداد ٩۱
» اردیبهشت ٩۱
» فروردین ٩۱
» اسفند ٩٠
» بهمن ٩٠
» دی ٩٠
» آذر ٩٠
» آبان ٩٠
» مهر ٩٠
» شهریور ٩٠
» امرداد ٩٠
» تیر ٩٠
» خرداد ٩٠
» فروردین ٩٠
» اسفند ۸٩
» خرداد ۸٩
» اردیبهشت ۸٩
» فروردین ۸٩
» اسفند ۸۸
» بهمن ۸۸
» دی ۸۸
» آذر ۸۸
» آبان ۸۸
» مهر ۸۸
» شهریور ۸۸
» امرداد ۸۸
» تیر ۸۸
» خرداد ۸۸
» اردیبهشت ۸۸
» فروردین ۸۸
» اسفند ۸٧
» بهمن ۸٧
» دی ۸٧
» آذر ۸٧
» آبان ۸٧
» مهر ۸٧
» شهریور ۸٧
» اسفند ۸٦
» بهمن ۸٦
» آذر ۸٦
» آبان ۸٦
» شهریور ۸٦
» امرداد ۸٦
» تیر ۸٦
» اردیبهشت ۸٦
» فروردین ۸٦
» اسفند ۸٥
» بهمن ۸٥
» دی ۸٥
» آذر ۸٥
» آبان ۸٥
» مهر ۸٥
» شهریور ۸٥
» امرداد ۸٥
» تیر ۸٥
» خرداد ۸٥
» فروردین ۸٥
» اسفند ۸٤
» بهمن ۸٤
» دی ۸٤
» آذر ۸٤
» آبان ۸٤
» مهر ۸٤
» شهریور ۸٤
» امرداد ۸٤
» تیر ۸٤
» خرداد ۸٤
» اردیبهشت ۸٤
» فروردین ۸٤
» اسفند ۸۳
» بهمن ۸۳
» آذر ۸۳
» مهر ۸۳
» شهریور ۸۳
» امرداد ۸۳
» تیر ۸۳
» خرداد ۸۳
» اردیبهشت ۸۳
» فروردین ۸۳
» اسفند ۸٢


فروشگاه اینترنتی گالش

دانلود آهنگ جدید