بچه مثبت شیطون




بی تو خالیه تمام این دقایق...

چرا من هیچ وقت نفهمیدم اون یارو گامبو نیستو گاموو هستش؟!!

یعنی میشه تا قبل عید، معین آلبوم جدید بده بیرون؟

تمام قصه هامو از تو دارم، بهترین خاطراتمو از تو دارم
تو این شب های خالی از ستاره، آخرین ترانه هامو از تو دارم


پيام هاي ديگران ()

پست ترکیبی؛ کاری و عشقی!

داشتم در مورد رشد سایت نتورک پروف یه سری بررسی انجام میدادم. رشد کاربرانی که از طریق فید مطالب نت پروف رو دنبال می کنن، تقریبا 2 برابر رشد کاربرانی هست که وبلاگ دهکده آی تی رو دنبال می کنن.

این یعنی در مورد دهکده آی تی، یک سال طول کشید تا تعداد مشترکین فیدش به عدد 1000 برسه، اما این مهم واسه نت پروف طی 6 ماه اتفاق افتاده. و این خیلی خوبه خدا رو شکر. باید بیشتر رو این سایت کار کنمو وقت بذارم. آینده ی خوبی واسش متصورم به امید خدا.

این روزا وقتی شجریان چه چه میزنه و منم چشمامو میبندم و گوش میدم که می خونه:

" به کجایی ای گل من ، که همچو نی بنالد ز غمت دل من ، جز ناله های دل نبود از عشقت حاصل من "

یه لحظه فکرم میره پیش شیوا که سریع تصحیح می کنمو میگم اون دیگه عشقت نیست. ذهن فوری تغییر جهت میده و میره سمت یاس که بازم میگم نه، اینم نه. ذهنم جو گیر میشه و میره سمت خدا که میگم دست بردار بابا، ما رو چه به این عشقا و اینجاست که ذهنم هنگ می کنه که دیگه کجا میتونه بره.

خسته شدم از بس فکرم درگیر مسائل پیش و پا افتاده شده. از سال 84 الکی خودمو درگیر کردم. تصمیم دارم خودم راحت کنم از این مسائل. دارم با یاس تموم می کنم کم کم. امیدوارم بتونم تا اخر خوب پیش برمو بدون اینکه کدورتی پیش بیاد، بتونیم با این مساله کنار بیایم. هر چند میدونم خیلی سخته.

نمیدونم کی ازدواج می کنم. اما دوست دارم تا اون موقع به معنای واقعی مجرد زندگی کنم. البته اگه اتفاقات غیر مترقبه پیش نیاد. دعا کنید برام.


پيام هاي ديگران ()

پیدات کنم، حتی اگه پروازمو پرپر کنی

کی با یه جمله مثل من
میتونه آرومت کنه

اون لحظه های آخر از
رفتن پشیمونت کنه

دلگیرم از این شهر سرد
این کوچه های بی عبور

وقتی به من فکر می کنی
حس می کنم از راه دور


پيام هاي ديگران ()

که در خروش آمدی، به جنب و جوش آمدی

وطن، وطن، نظر فکن به من که من

به هر کجا غریب وار

که زیر آسمان دیگری غنوده ام

همیشه با تو بوده ام، همیشه با تو بوده ام

پ ن: عجب شور و حالی داره این تصنیف "وطن". آدم نمیتونه از خیرش بگذره.


پيام هاي ديگران ()

مگه کوه رو میشه به بند کشید؟

دیشب و امروز خیلی خوب گذشتن. دیشب با بچه های کوچه تو آلاچیق تا نصف شب کلی خوش گذروندیم، و امروز ظهر تا شبم با رهی خوش گذروندم. بعد از واژه ی "کامران" که بین بچه ها جا انداختم و اشاره به دوست دختر های تریپ لاو بچه ها داره، واژه ی "گامبو بازی" رو هم جدیدا خلق و متشر کردم!

 در هر صورت خدا رو واقعا شکر.


پيام هاي ديگران ()

تولدت مبارک

مینویسم این کلمات رو بدون اینکه بخوام به غرورم لطمه بزنم. بدون اینکه قصدی داشته باشم. بدون اینکه ناراحت باشم، یا بخوام ناراحت کنم.

تولدت رو تبریک میگم و واست آرزو ی خوشبختی دارم. صمیمانه خوشحالم که دنیا اومدی تا من طعم عشقو بچشم. هیچ وقت ادعا نکردم تا همیشه عاشقت خواهم بود. الانم ادعا نمی کنم. اما تا وقتی عاشقت بودم، تو این روز واسه تو مینویسم.

گذشتم، تازه میفهمم، تازه میفهمم...


پيام هاي ديگران ()

یاد باد

این گامبو و شاگرداش تو مدرسه ی آمادگی آزمون!! عجب حسی دارن. تا روز قبل کریسمس مدرسه میرن. دیشب داشتم دفترچه خاطرات سال 84 خودمو می خوندم. جالبه اگه بگم اون سال، از 12 اسفند مدرسه رو به مناسبت عید نوروز تعطیل کرده بودم! چه شری بودم واسه خودم.

این روزا مثل اسب قلیون میکشم. آخر این طعم "الفاخر" منو به فاک میده.


پيام هاي ديگران ()

خواهر دوست داشتنی من

دلم به حال گامبو میسوزه، اما با این حال رفتارشو تحسین می کنم.

خوب شد تایپ فارسیم خوبه، چون دکمه های این لپتاپ برچسب فارسی ندارن. بدجور خارجگی هستش. تازه تو سایت خود سونی نوشته این مدل فقط تو کانادا توزیع شده!! موندم چه طوری رسیده به دست من.


پيام هاي ديگران ()

نو که اومد به بازار...

خب به سلامتی نوت بوک جدیدم از راه رسید. مثل همیشه اینترنتی سفارش دادم، مثل همیشه سونی و بر خلاف گذشته، به رنگ قهوه ای شکلاتی! از اینجا می تونید اطلاعات کاملشو ببینید. (البته اگه سرعت اتصالتون پایین باشه، یه مقداری طول میکشه تا باز شه)

تو شرکت، علاوه بر همکاری تو پروژه های شبکه، کارای طراحی سایت هم به من محول شده. امیدوارم از عهده ی همه ی کاراش بر بیام. امیدوارم بر خلاف همیشه که قدر موفقیتامو ندونستم، این بار فرصتمو از دست ندم. دعا کنید برام. دعا کنید که اکتیو تر بشم.


پيام هاي ديگران ()

Call Me When You Are Sober

اگه میشد یه کنسرت اونسنس همین الان کنار خونمون برگزار میشد، اگه میشد تو دستم یه بطری نوشیدنی بودو بالا پایین میپریدم و با اونسنس داد میزدم و خودم تخلیه می کردم، بدجور آخر حال بود.

پ ن: به شدت حال تخمی دارم که فقط سناریوی بالا حالمو جا میاره. سعی می کنم با بالا بردم صدای اسپیکر، شرایط بالا رو شبیه سازی کنم.


پيام هاي ديگران ()

زندگی

در کل اگه در نظر بگیرید، می تونید منو یه آدم مذهبی به حساب بیارید. هر چند نماز و روزه رو به شدت یکی در میون به جا میارم! اما در کل اعتقادات مذهبیم زیاد نباشه، کمم نیست.

ولی با این اوصاف، عاشق زندگی جووناییم که فقط دنبال عشق و حالن. حالا به هر صورتی. یکی شدید دختر بازی می کنه، یکی شدید عشق موزیکه، یکی عشق سفر، خلاصه عاشق هر مدلی هستم که جوونا توش حال می کنن. با عشق اون کارو انجام میدن.

من خودم هیچ وقت نتونستم اونجوری که دوست دارم پر انرژی و پر ریسک زندگی کنم. شاید به خاطر فراخی باسن شدیدم باشه! اما با این حال بدون اینکه به بقیه جوونا حسودی کنم، از نحوه ی زندگیشون لذتم میبرم. دمشون گرم واقعا.

یه روز اگه بچه دار شم، دختر پسرش فرق نداره، امیدوارم انقدر شعور واسم مونده باشه که بذارم هر جور راحتن زندگی کنن. چند سال پیش یادتونه تو همین وبلاگ در مورد عقد موقت نوشته بودم و اینکه اگه دخترمم یه روز بخواد چنین کاری کنه، خوشحالم میشم؟ (حالا اگه انقدر اعتقاد مذهبی داشته باشه که به چنین چیزی فکر کنه اصلا!) هنوزم رو اعتقادم هستم خدا رو شکر. چیه ماها عین بدبخت بیچاره ها دنبال مکان می گردیمو هزار تام استرس تحمل می کنیم ، آخرشم یه گناه درست و حسابی تو پروندمون نوشته میشه!

خدایا، لعنتت رو نصیب تمام خشک مذهبی های متحجر بکن که اسیرمون کردن.


پيام هاي ديگران ()

بردمت، تا کهکشان های عشق

هر چند دیشب ساعت 4 صبح خوابیدم، اما با این حال نتونستم در برابر وسوسه ی جنگل رفتن مقاوت کنمو صبح زود بیدار شدم! آخ که چه قدر جنگل تو زمستون زیباست. کلی انرژی گرفتم امروز. خدایا شکر.

غروب نزدیکای ساعت 8 بود که نتونستم مقاوت کنم و خوابم برد تا 11 شب. الانم ساعت 3 بامداد روز جمعه هستش.

هر کی میبینه منو تاکید می کنه که خیلی لاغر شدم. در واقع دارم میرم به سمت چوب خشک شدن! بی خوابی های شبانه می تونه یکی از علت هاش باشه که فعلا نمی تونم ترکش کنم لااقل. دو سوم کارام از ساعت 12 شب میفته رو غلتک.

پ ن: زندگیـــــــــــــست، رویای زیبای عشق!


پيام هاي ديگران ()

توی تنهاییم، فقط به تو فکر می کنم

خیلی بعیده بخوام برم رستوران و بیشتر از مبلغی که حدس میزنم پول غذام میشه، پول همرام نداشته باشم. بدم میاد استرس کم اومدن پول داشته باشم. 

دیروز اما می خواستیم بریم رستوران، قبلش رفتم از حسابم پول کشیدم و تو حساب و کتاب ذهنیم، فکر کردم کلی هم زیاد پول دارم! اما چشمتون روز بد نبینه که بعد از دیدن صورت حساب، نزدیک بود پس بیفتم!  پول غذا زیاد نشده بود طفلک، من بد حساب کرده بودم تو ذهنم! خلاصه نزدیک بود کلی آبروریزی بشه که هر جور بود ردیفش کردم!

امروز صبح رفتم بندر امیر آباد. واسه بازدید از محیط و ساختمون های محیط شرکت "نفت خزر". امشب تا صبحم باید نقشه ی شبکه رو تهیه کنم و فردا صبح ایمیل کنم که هفته بعد کار اجرایی رو به امید خدا شروع کنیم.
مشکل اینه که تعداد و فاصله ی ساختمونا از همدیگه زیاد هستش و اونام قرار نیست از فیبر استفاده کنن. باید طراحی رو درست و حسابی انجام بدم که شبکه مشکل افت سرعت نداشته باشه.

به "خواهر دوست داشتنی من" که نرسیدم، لااقل برم "ویکتوریا" رو ببینم!


پيام هاي ديگران ()

آن خس و خاشاک تویی

سخنی برای گفتن نیست.

واقعا انسان شرم می کند از این همه جنایت. از این همه انحراف.نمی گویم انحراف از دین که تخصصی در این زمینه ندارم، اما انحراف از انسانیت را هر آدم منصفی میتونه درک کنه.

ناراحتم این روزا. از این ظلم و ستم ناراحتم. اما وعده ی خدا حتمی است. عرزشی های بی ارزش! زباله دان تاریخ و حتی زباله دان جهنم بی صبرانه انتظارتان را می کشند.


پيام هاي ديگران ()

آقای من حسین، مولای من حسین

پنجه ای قلبم را وحشیانه در مشت میفشارد، دندان هایی به غیظ در جگرم فرو میرود، دود داغ و سوزنده ای از اعماق درونم بر سرم بالا می آید و چشمانم را می سوزاند، شرم و شکنجه سخت آزارم می دهد، که: «هستم»، که «زندگی می کنم».

تنها و آواره به هر سو می دوم، گوشه آستین این را می گیرم، دامن ردای او را می چســــبم، می پرسم، با تمام نیــــــــاز می پرسم؛ غرقه در اشک و درد: «این مرد کیست»؟ «دردش چیست»؟ این تنها وارث تاریخ انسان، وارث پرچم سرخ زمان، تنها چرا؟ چه کرده است؟ چه کشیده است؟ به من بگویید: نامش چیست؟


پيام هاي ديگران ()

اعتراف نامه - 1

مگه میشه ندونم وقتی اون شب تو ساری، به جای اینکه بریم رستوران مثل همیشه، غذا خریدیم و رفتیم وسط یه میدون نشستیم و خوردیم، چه لذتی برد؟

مگه میشه نفهمم که همون شب وقتی بر میگشتیم، سرمو گذاشتم رو شونش و تا خود خونه خوابیدم، اون چه لذتی میبرد؟

مگه میشه یادم بره که اون روز تو ساری بعد از اینکه از تولد دوستش بر می گشتیم و از کنار کافی شاپی که دو سال پیش اولین بار اونجا همدیگه رو دیده بودیم رد شدیم، با کلی مسخره بازی تصمیم گرفتیم بریم تو و کلی چیز میز بیخودی هم سفارش دادیمو خوردیم، چه کیفی کرد. و چه کیفی کردم.

مگه میشه یه روزی، کبابی "آق غلام" رو تنهایی یا با شخص دیگه ای برم؟ مگه میشه یادمون بره چند صد باری که رفتیم اونجا و من همش نصف کباب های اونو هم می خوردمو و بعضی وقتام با صدای بلند و بدون اینکه نگران غرولند های دیگران باشم، واسش شجریان می خوندم؟

مگه میشه سوتی هایی که دادیمو هر وقت یادشون میفتیم یا کلی می خندیم و یا هنوزم کلی بهمون استرس وارد میکنه، فراموش کرد؟

مگه میشه نفهمم که چه قدر عاشقم هستش؟ که چه قدر دوسش دارم؟

پ ن : و من با اعماق وجودم، تمام غم و غصه هایی که پشت این همه لذت بردنش هستو هم درک می کنم. درک می کنم...


پيام هاي ديگران ()





» بهمن ٩٤
» آذر ٩٤
» تیر ٩٤
» خرداد ٩٤
» بهمن ٩۳
» دی ٩۳
» آبان ٩۳
» مهر ٩۳
» شهریور ٩۳
» امرداد ٩۳
» تیر ٩۳
» خرداد ٩۳
» اسفند ٩٢
» بهمن ٩٢
» آذر ٩٢
» مهر ٩٢
» شهریور ٩٢
» امرداد ٩٢
» تیر ٩٢
» خرداد ٩٢
» اردیبهشت ٩٢
» فروردین ٩٢
» اسفند ٩۱
» بهمن ٩۱
» دی ٩۱
» آبان ٩۱
» مهر ٩۱
» شهریور ٩۱
» امرداد ٩۱
» تیر ٩۱
» خرداد ٩۱
» اردیبهشت ٩۱
» فروردین ٩۱
» اسفند ٩٠
» بهمن ٩٠
» دی ٩٠
» آذر ٩٠
» آبان ٩٠
» مهر ٩٠
» شهریور ٩٠
» امرداد ٩٠
» تیر ٩٠
» خرداد ٩٠
» فروردین ٩٠
» اسفند ۸٩
» خرداد ۸٩
» اردیبهشت ۸٩
» فروردین ۸٩
» اسفند ۸۸
» بهمن ۸۸
» دی ۸۸
» آذر ۸۸
» آبان ۸۸
» مهر ۸۸
» شهریور ۸۸
» امرداد ۸۸
» تیر ۸۸
» خرداد ۸۸
» اردیبهشت ۸۸
» فروردین ۸۸
» اسفند ۸٧
» بهمن ۸٧
» دی ۸٧
» آذر ۸٧
» آبان ۸٧
» مهر ۸٧
» شهریور ۸٧
» اسفند ۸٦
» بهمن ۸٦
» آذر ۸٦
» آبان ۸٦
» شهریور ۸٦
» امرداد ۸٦
» تیر ۸٦
» اردیبهشت ۸٦
» فروردین ۸٦
» اسفند ۸٥
» بهمن ۸٥
» دی ۸٥
» آذر ۸٥
» آبان ۸٥
» مهر ۸٥
» شهریور ۸٥
» امرداد ۸٥
» تیر ۸٥
» خرداد ۸٥
» فروردین ۸٥
» اسفند ۸٤
» بهمن ۸٤
» دی ۸٤
» آذر ۸٤
» آبان ۸٤
» مهر ۸٤
» شهریور ۸٤
» امرداد ۸٤
» تیر ۸٤
» خرداد ۸٤
» اردیبهشت ۸٤
» فروردین ۸٤
» اسفند ۸۳
» بهمن ۸۳
» آذر ۸۳
» مهر ۸۳
» شهریور ۸۳
» امرداد ۸۳
» تیر ۸۳
» خرداد ۸۳
» اردیبهشت ۸۳
» فروردین ۸۳
» اسفند ۸٢


فروشگاه اینترنتی گالش

دانلود آهنگ جدید