بچه مثبت شیطون




تو روحت احمدینژاد

دیدین موقع سخنرانی احمدی نژاد تو سوییس چی کار کردن؟ واقعا و واقعا به حال خودم و مردم ایران متاثر شدم که با این همه ادعا نسبت به داشتن پیشینه ی تاریخی، باید همچین رییس جمهور بدبختی داشته باشیم. از قصد آپلودش کردم تا اگه یک نفرم گذرش این ورا افتاد، دانلود کنه و حقارت ایران در جامعه ی جهانی رو با چشماش ببینه. حالا برین ببینین اخبار ایران چی میگه! آقای احمدی نژاد با استقبال پر شور رییس جمهور سوییس وارد ژنو شد! ای تو روح آدمای پست فطرت!

از اینجا دانلود کنین. پسوندش mp4 است. میتونین تو موبایل هم بریزین و ببینین.

موبایلم جلو چشمم داره از بین میره! هر چند ساعت یک بار، یک خط سیاه جدید رو صفحه ی LCD ش ظاهر میشه. چند روز دیگه احیانا کل صفحه سیاه خواهد شد!

یه پولی دستم بیاد انشاالله ، مانیتورمو عوض می کنم. دیگه واقعا دارم اذیت میشم از دست این مانیتور های CRT. ضمن اینکه تصمیم دارم یه نجار بیارم تا یه قسمت از کمد دیواری اتاقمو خراب کنه و به جاش به جای خوشگل واسه کامپیوترم بسازه! البته همه ی اینا بستگی به کسب مقداری پول داره.

پ ن: ده دقیقه پیش این مطلبو فرستادم. گفتم برم اخبار ساعت 9 رو ببینم که چی میگه. دقیقا همون چیزی که گفتمو تو اخبار گفتن! به گفته برخی رسانه ها، بیش از نیم میلیارد نفر سخنرانی احمدینژاد رو به صورت زنده دیدند! بی آبرویی یک ملت به این بزرگی انقدر خوشحالی داره؟! این دفعه تو یه جای دیگتون!


پيام هاي ديگران ()

خسته ام از همه، خسته از دنیا..

من که اصلا دنبال این نیستم برم فیلم بگیرمو ببینم. اهل سینما رفتنم که نیستم. اما خب به لطف حمید که تو شبکه ی کوچه هست و همیشه کلی فیلم به اشتراک میذاره، منم رفتم تو خط فیلم. دیشب تا ساعت 4 صبح نشستم “دعوت “رو دیدم. ناخداگاه آدم یاد “زیر پوست شهر” میفته. خوشم اومد ازش. ضمن اینکه اعتراف می کنم نفهمیده بودم زینال جناب محمد رضا فروتن هستش!

اولین گام برای تجدید رابطه بین دو شخص، دو گروه و یا دو ملت اینه که دو طرف به اشتباهات خودشون اعتراف کنن و گذشته رو هر جور که بوده فراموش کنن. نه  که تو صحبتاشون هی فلش بک بزنن به گذشته و یا اینکه طرف رو مقصر قلمداد کنن. ایران این همه داد میزد که اگه امریکا رفتارشو عوض کنه ما اهل گفت و گو هستیم. حالا که امریکا رفتارشو عوض کرده، ایران ِ که همش گذشته رو وسط می کشه. اگه بنا باشه گذشته فراموش نشه، رابطه ی جدید بدجور تحت تاثیر رفتار ها و اشتباهات گذشته خواهد بود و خیلی زود با شدت بیشتری نابود میشه.

باز یه اشتباهی کردمو اینترنتمو دست کاری کردم. آخه یکی نیست بگه اینترنت 128 می خوای چی کار. از وقتی 128 شده همش قطع و وصل میشه. امیدوارم بلای سال پیش سرم نیاد که مجبور شده بودم دوباره روتر بخرم.


پيام هاي ديگران ()

نمی دونم، واقعا نمی دونم

اصلاح طلبا کسخلن؟ اصولگرایا کسخلن؟ اینا مسلمونن یا اونا مسلمونن؟ اینا راست میگن یا اونا راست میگن؟ اینا تخریب می کنن یا اونا تخریب می کنن؟ اینا تو خط امام حرکت می کنن یا اونا تو این خط حرکت می کنن؟ اینا خبر جعل می کنن یا اونا خبر جعل می کنن؟

من به شخص کسخل شدم این وسط. مرز میان راست و دروغ خیلی وقتا واسه منی که جبهم مشخصه معلوم نیست. چه برسه واسه بدبختی که می خواد تصمیم بگیره به کی رای بده! بیخیال سیاست!

یه سری اعتقادات هست که نمیشه تو وبلاگ گفت. همون سری اعتقادات باعث میشه تقریبا تو هر پست، قبل از اینکه مطلبو بفرستم حداقل یه پاراگراف رو حذف کنم. مطالب چند مدت اخیر رو بخونین. درسته شاید با هم فرق کنن ظاهرن، اما همشون تقریبا یه مدلن. لااقل از نظر من همه یه جور رفع تکلیفه. که فقط وبلاگم به روز بشه و یه آرشیوی واسم بمونه. خیلی سخته مجبور باشی تو جایی که مال خودته، حرفای خودتو سانسور کنی. نه به خاطر شخص خاصی، به خاطر اعتقادات خاصی.


پيام هاي ديگران ()

شکر

خدایا شکرت.

امروز که رفته بودیم دفتر پژوهش، این حمید کرمش اومده بود. میگفت ترمی یک و خورده ی دارم شهریه میدم(ارشد) لااقل باید یه مقدار چرک نویس کش برم از اینجا ! هر چی گفتم لااقل بزار کارمون اوکی بشه بعد میایم کش میریم به گوشش نرفت! کیفمو پر کرد از برگه های دانشگاه آزاد!! تازه تو دفتر که نشسته بودیم با یکی سر مسائل اداری کلی بحثمون شده بود، آخر سر که یارو رفت، آقای منشی که دمش گرم واقعا مرام گذاشت امروز واسمون، گفت یارو رییس دانشگاه آزاد ؟؟؟؟ بود!! یکی نبود بگه مرد حسابی، الان میگن به آدم؟!

امروز رفتم اینترنتمو 128 کردم. 64 بد نبود، اما واسه دانلود اصلا خوب نبود. لامصب گرونه اینجا. 31 تومن پول 128 هستش. ولی خب واسه منی که بچه های کوچه هم از اینترنتم استفاده می کنن، لازم بود.


پيام هاي ديگران ()

شعر و غزل نمی تونه وصفت کنه!

رییس دانشگاه امروز خودش شرمنده شد از سماجت من و تو حیاط دانشکده ارشد نشست که ببینه من چی میگم! خدا رو شکر با دقت مطالبی رو که آماده کرده بودم خوند و البته هر چند خط یه بار گیر می داد! اما در نهایت، ظاهرا قبول کرد و یه نامه نوشت که ببرم دفتر پژوهش تا کارو پیگیری کنن. و گفت نتیجه ی کارو بهم بگو.

انقدر گفتن دفتر پژوهش، دفتر پژوهش که گفتم لابد یه دفتر فسقلی هستش. آدرس گرفتم رفتم دیدم از ساختمون ریاست دانشگاه هم بزرگتره!! من موندم این دانشگاه کجای شهر دفتر و ساختمون نداره! توجه کنین که در مورد دانشگاه تهران صحبت نمی کنیم که این چیزا عادی باشه! پول چه کارا که نمی کنه!

تو دفتر پژوهش یکی گفت: کسی که رییس گفت برو پیشش الان نیست. برو 1 شنبه بیا. منم کم نیوردم گفتم باشه چشم، پس الان برم پیش رییس دانشگاه و گزاش کارمو بهشون بدم. آخه فرمودن که نتیجه رو بهم بگو حتما!! یارو گفت الان واسه چی می خوای بری؟! نتیجه که هنوز معلوم نیست. فردا صبح بیا ببینیم چی میشه!! تو دلم گفتم همون چند ماهی که واسه رییس معطل شدم بسه! شما دیگه جان مادرتون منو نپیچونین! چه خوبه آدم همیشه از یه رییس نامه داشته باشه!

امیدوارم کار سمینار به مرحله اجرا برسه و اگرم رسید، به اون هدفایی که مشخص کردم برسم و شرمنده ی دوستانی که این مدت حسابی سر این موضوع زحمت کشیدن واسم و همچنین شرمنده ی رییس دانشگاه نشم.


پيام هاي ديگران ()

یه ریزه، دو ریزه!

چند مدته تو وبلاگ دهکده آی تی با تعداد زیاد بازدیدکننده هاش، دارم مطالب سیاسی می نویسم! چند وقت پیش که مطلب "عمو فیلتر باف، حالت چه طوره؟" رو نوشم که یه جورایی تند بود. دیروزم خطاب به آقای میر حسین موسوی نامه ای نوشتم. البته تصمیمی برای ادامه ی این روند ندارم!

فردا میرم رییس دانشگاه رو تو دانشکده بچه های ارشد خفت می کنم. یا وقت میده باهاش صحبت کنم، یا حالشو می گیرم! حالا ببینین!

چه بازی بود این بازی لیورپول، چلسی! اما کاش لیورپول میرفت بالا!

 


پيام هاي ديگران ()

بارون بارونه

یادش بخیر. پارسال همین موقع ها بود که به زور برگشتم بافق! نه اینکه خسته شده باشم. به خاطر آلوچه ها! نمی تونستم ازشون دل بکنم! یادمه تقریبا 2 هفته بعدش یعنی 13 اردبیهشت نمایشگاه کتاب رو بهونه کردم و رفتم تهران و از اونجام دوباره اومدم خونه! یه آلوچه فسقلی این همه منو این ور اون ور برد! جالب اینه که وقتی تو راه بودم، به پدرم زنگ زدم که بره آلوچه بکنه تا وقتی شب رسیدم خونه، آذوقه داشته باشم!

خدایا شکرت که امسال خونم و می تونم از نعمت هایی که بهمون دادی نهایت استفاده رو ببرم. توفیق بده شکر گذارت باشیم.

خب منی که تا الان سر کلاسای ترم بهمن نرفتم، الان دیگه واسه چی برم؟! استادا منو میبینن یادشون میفته که حذفم کنن! بیخیال! سعی می کنم قول بدم به خودم که از سال بعد بخونم!

ماشالله چه بارونی امسال زد. باز این اسکلا بگن کمبود آب داریم. کمبود آب نداریم. کمبود عقل داریم. در کنار این همه سد، سیستم جمع آوری آب کوچه و خیابوناتونو هم درست کنین، ببینم باز کم آبی خواهیم داشت؟

من که عاشق بارونم. چه قدر لذت بخشه زیرش راه میرم. امروز با اینکه هوا فوق العاده سرد بود و به خاطر باد شدید، بارون مثل شلاق به صورتت می خورد، اما از ساری تا قائمشهر کیفم کوکه کوک بود!


پيام هاي ديگران ()

عیوب من

قریب به یک سال و نیمه که نه بک گرند موبایلم عوض شده، و نه از سایلنت خارج شده. چند هفته پیش اشتباهی از سایلنت در اومده بود. از بخت بد، منم تو دست شویی بودم و در آرامش کامل! که ناگهان یک اس ام اس اومد. چشمتون روز بد نبینه...

امروز، یاد چند ماه پیش افتادم که با مادرم دعوام شده بود و با موبایل صداشو ضبط کردم تا واسه دیگران پخش کنم تا مثلا به همه ثابت کنم که بی منطق حرف میزنه. هر چند خیلی زود به اشتباهم پی بردم و اون رکورد رو پاک کردم و هیچ احدی هم بهش گوش نداد، اما باعث شد یاد موضوعی بیفتم و خندم بگیره:

یادمه با دوستی پشت تلفن دعوا افتاده بودم و اون همون اول دعوا شروع کرد به ضبط کردن صدام. شاید و فقط شاید واسه این که مدرکی داشته باشه تا به خودش و همه ثابت کنه چه آدمی هستم، شایدم واسه اینکه با دوستان بشینن گوش کننو بهم بخندن و شایدم به هزار دلیل دیگه که خدا می دونه. شایدم اصلا پاک کرده باشه اون رکورد رو. اما می خوام بگم شاید از نظر حقوقی حرفایی که تو عصبانیت زده میشه مدرک خوبی واسه اثبات خیلی چیزا باشه، اما از نظر انسانی استفاده از حرفایی که تو عصبانیت زده میشه، یکی از کارای ناپسنده.

مدت هاست، قریب به چند سال، که می دونم خیلی قاطی می کنم. به قول دوستی هم زود عصبانی میشی و هم زود آروم. قسمت دومش که خیلی خوبه. برای تصحیح قسمت اولش هم خیلی تلاش کردم. اما تا الان که نتیجه ای نداد. اما همچنان برای رفع این مشکلم تلاش می کنم. یکی از بزرگترین عیب های من همینه.


پيام هاي ديگران ()

لعنت

وقتی رییس ستاد انتخابات اینجوری مصاحبه می کنه، واقعا میشه به سلامت انتخابات اعتقاد داشت؟ البته وقتی تو آزاد ترین کشور جهان زندگی می کنیم، نباید از این حرفا ناراحت شد. دموکراسی داره بیداد می کنه!

این رییس دانشگاه رسما منو نمود. گمشین بابا. همتون آشغالین. یک ربع وقت دادن انقدر دنگو فنگ داره؟ به تخمم.


پيام هاي ديگران ()

قلیونتم!

هیچ می دونستید Enter زدن من شهرت جهانی داره؟! کوبیدن روی اینتر بیچاره تمام خستگی رو از تن من در می کنه!

الان که ساعت 10.35 شب هستش، بالاخره برنامه جور شد که قلیون بکشیم. تو تاریکی تو باغ رفتنو آتیش روشن کردنو گرم شدنو آهنگ گوش دادنو قلیون کشیدن چه فازیه! ما که رفتیم!


پيام هاي ديگران ()

چرا؟ جوابشو تو می دونی!

از بس خوابم میومد، مجبور شدم به قهوه پناه بیارم. الانم که دیگه خوابم نمیبره! مثل همیشه. هر چی تلاش کردم احسان یا حمید راضی بشن الان که ساعت 1 بامداده بیان اینجا تا قلیون بکشیم، نشد که نشد! آخرین باری که با بچه ها قلیون کشیدیم فکر کنم اول فروردین بود. البته من خودم وقتی رفته بودیم سنبل رود، کشیده بودم که حالمم شدیدا بد شده بود تا یک روز! از عوارض تنهایی قلیون کشیدن بود!

از 11 سال پیش که خواهر دومیم رفت تهران ما سر استفاده از فعل ها مشکل اساسی پیدا کردیم! خواهر کوچیکمم که بعدش رفت، اوضاع رو بدتر کرد. خب من دوست دارم بگم خواب دارم! کی گفته خوابم میاد درسته؟ خواب مگه اومدنیه؟ خواب داشتنیه! این تهرانیا فکر می کنن فقط اونا فارسی صحبت می کنن. ایش!

نمی دونم چرا هر کاری می کنم بیخیال تهران بشم نمیشه! یه نوع آلرژی حاد بهش پیدا کردم!

یکی گفت چشماتو وا کن.. توی دام اون نیفتی.. حرف من یادت بمونه.. نگی که یه وقت نگفتی...


پيام هاي ديگران ()

به به

امروز ٢ دفعه رفتم دانشکده بچه های ارشد که رییس دانشگاه رو ببینم. آخر سر هم نتیجه این شد که برم از منشیش وقت بگیرم تا بهتر صحبت کنیم! منشیشم گفت یک شنبه زنگ بزن ببینم چی میشه!

بعد از چند سال امروز ماشین شستم! گفتم زشته از ماشین استفاده می کنمو هیچ کاری واسش نمی کنم. یه پروژه طراحی سایت هم امروز گرفتم. فردا برم دامین رو ثبت کنم و بعد طراحیشو شروع کنم.

تنم به خواب بعد از ظهر حسابی عادت کرده. امروز که وقت نشد بخوابم، سر درد عجیبی الان به سراغم اومده! سردرد که نیست کامل. توام با چشم درد هم هستش!


پيام هاي ديگران ()

من باب مستند شبکه 3

اعتقاد دارم در تمام دنیا، اکثر جمعیت یک کشور رو "عوام" تشکیل میدن که تمام این عده هم به راحتی می توانند مورد سو استفاده های سیاسی قرار بگیرند. اما تفاوت فعالیت های فرهنگی سیاسیون امریکا با جمهور اسلامی به منظور شست و شوی مغزی این عده در این است که امریکایی ها طوری فعالیت می کنند که حتی افراد آگاه جامعه هم متوجه این موضوع نمی شوند، اما ایرانی ها انقدر تابلو این کار رو انجام میدن که فقط عوام فریبشونو می خورن.

نمونه ی بارز این اقدام، مستند های اخیر شبکه 3 در مورد دستگیری اعضای سایت های مستهجن هستش. اساس کار، بسیار خوب و پسندیده است. اما انقدر سیاسی می کنن قضیه رو و انقدر به چیزای بیخود ربطش میدن که من به شخص فقط خندم میگیره.

من به عنوان شخصی که اطلاعاتی در مورد شبکه دارم(هر چند بسیار ناچیز)، با جسارت می تونم بگم که اگه کسی تو اینترنت بخواد ناشناس بمونه، حتی سازمان جاسوسی امریکا هم نمی تونه هیج غلطی واسه پیدا کردنش بکنه. البته اگه باور نداشته باشیم که اطلاعات ایران از امریکا قوی تره! بنابراین اینکه میگن این افراد تمام مراتب امنیتی رو رعایت کرده بودند، از بیخ و بن بی اساس هست. همان طور که میگن تعدادی از اونها در کانادا و هند و ... فعالیت می کردند. من موندم اگه اونا کانادا بودند، شما چه طوری گرفتیشون و آوردین شبکه 3! انگار همه جا مثل ایران. یارو یه بار رفت کانادا، میگن از کانادا فعالیت می کرد.

بچه های اطلاعات سپاه ایران؛
کارتون بسیار عالی بود. صمیمانه از شما سپاسگزارم. اما خواهشن همه چیز رو به استکبار جهانی ربط ندین. ارزش کارتون میاد پایین.


پيام هاي ديگران ()

تمکین!

تو خبر ها داشتیم: مطالعات کارشناسان نشون داد که اونایی که خواهر دارن، کلا شاد ترن و بهتر می تونن با مشکلات کنار بیان! من به عنوان شخصی که دارای 3 عدد خواهر هستم! این خبر را رسما تایید می کنم و بر آن صحه میذارم! خواهر کلا موجود خوبیه و خیلی خوشحالم که خواهر دارم و خدا رو هم شکر می کنم. کمترین، کمترین و کمترین فایده ی خواهر واسه من اینه که چون داداش کوچیکه هستم، کلی پول بهم میدن و بعضی وقتام ازشون میگیرم!! آخرین نمونش همین دیشب بود!!

میرحسین گفت در صورت انتخاب شدن، گشت ارشاد رو حذف خواهد کرد! بنده به عنوان یک شهروند قانون مدار، مراتب تشکر خود را بابت این تصمیم ابراز می دارم. حالا چه ربطی به قانون مداری داشت، بماند!


پيام هاي ديگران ()

فناوری اطلاعات

من پونه رو خیلی دوست دارم. همون پونه ای که صنم هم کنارش هست. پونه ای که ناجی هم تو همون اداره کار می کنه. همون پونه ای که نیما اکبر پور هم همون جاست! همون پونه! گذر هر کدومتون به اینجا خورد، سلام منو بهش برسونین!

استقبال خوبی از این پست سایت "سمینار های فناوری اطلاعات" شد. اسلاید شو اون پست تا الان نزدیک به ٢۵۵ بار دانلود شد. با جناب عابدی هم که ٢٧ سال تو شرکت معظم Intel کار می کردند، صحبت کردم. استقبال خیلی خوبی کرد. کلی ذوق زده شدم. حالا قراره فکر کنه و پیشنهادات بیشتری در مورد سمینار بده. 4 شنبه هم با رییس دانشگاه قائمشهر دیدار مجدد دارم که نتیجه نهایی رو بگیرم.

با نرم افزار PRTG که برای مدیریت شبکه به کار میره تازه آشنا شدم. خیلی قوی کار می کنه. فقط یه مشکل باهاش دارم که یه خورده پیچیدست. حتی محتویات Help نرم افزارم خوندم، اما باز کمک زیادی نکرد. باید خیلی بیشتر روش وقت بزارم. ارزششو داره.

آی بشه این هفته اوباما با خاتمی دیدار کنه! چه حالی می کنم من.


پيام هاي ديگران ()

درجه تب، رفت بالا!

ملت احمق تشریف دارن به خدا. من کلا از علی دایی خوشم نمیومد و نمیاد، اما این دلیل نمیشه بی جهت ازش انتقاد کنم. بابا وقتی یکی می پرسه آیا وقتش نرسیده خداحافظی کنی از فوتبال، واقعا شما انتظار دارید بگه آره وقتش رسیده؟ منم بودم می گفتم به تو چه ربطی داره آخه سگ کته! مگه خبرنگار ورزشی کی هست که بخواد چنین سوال های رو بپرسه؟ تازه علی دایی که خیلی محترمانه تر حوابشو داد! خبرنگارا جدیدا دارن رو میگیرن تو ایران.

من هر چی بیشتر تفکر می کنم، بیشتر پی میبرم که ایرانی ها احمق هستند. ایرانی تا وقتی تنهاست خوبه، اما وقتی تعدادشون از یکی بیشتر بشه، همشون کسخل میشن!

١٣ رو امروز به لطف خدا در کردیم رفت پی کارش.

لعنت. امریکا هم نیستم که ماشین بگیرمو و با دوست دختر امریکایی و خوشگلم! برم جنگل و کسی هم تخم نداشته باشه بگه نسبتتون با هم چیه!

یه بوس بده قول میدم به کسی نگم بوس دادی! یه بوس میدم یه جوری که یه بوسی باشه که تو دوست داری!!

دوستان به اطلاع رسوندن که آهنگ بالایی در پارتی ها حسابی ملت رو میترکونه! اولین باری که گوش دادم فهمیدم که چنین پتانسیلی داره! ما رو که کسی راه نمیده همچین جاهایی، مجبوریم از دوستان کسب اطلاع کنیم!!


پيام هاي ديگران ()

من که کاری نکردم، چرا تنهام گذاشتی؟

اصولا رای ملت ایران هیچ وقت از نظرم ارزش نداشت. کاش لااقل یک روز بعد اینکه کلی قربون صدقتون میرن، حالتونو بگیرنو و برینن روتون. دقیقه به دقیقه از این ملت میتونی انتظار تغییر موضع داشته باشی. همینام باعث شده که اعتقاد داشته باشم 98 درصد رای به جمهوری اسلامی پشیزی ارزش نداره. الان به علی دایی فحش میدن، دو دقیقه بعد که گل زدیم تشویقش می کنن، 4 دقیقه بعد که گل خوردیم دوباره فحش! کسخلیم واسه خودمونیم.

دوست دارم یه روزی اگه خدا خواست، دوباره برم دانشگاه و مدیریت بخونم. حالا میدونم میگین تو همین فناوری اطلاعات رو تموم کن، دوباره خوندن پیش کشت، اما کلا دوست دارم چنین کاری کنم!

یادش بخیر. 6 سال پیش از بازار رضا، فلش با حجم 128 مگابایت خریده بودم 14 هزار تومن. اون وقت چند روز پیش یه فلش 8 گیگ رو از همون جا خریدم 17 تومن!! امریکا کجاست، ما کجاییم! لعنت!

دیشب توی خوابم باز تو رو دیدم.. صدا زدم اما تو رفتی، از خواب پریدم!
کاش میشد بخوابم و صبح باشی تو کنارم.. ولی اینا همش خیال، تو رو ندارم..

فقط به من بگو چرا.. مگه دوسم نداشتی؟ من که کاری نکردم.. چرا تنهام گذاشتی؟
فقط به من بگو چرا.. چرا میای پس تو خوابم.. هنوز باورم نمیشه.. که تو نیستی کنارم..

میشینم فکر می کنم هر روز، دوباره و دوباره.. جوابی ندارم، رفتنت هنوز واسم سوال..
ما که مشکلی نداشتیم حتی واسه یه بارم.. همیشه میگفتی هیچ وقت تنهات نمیزارم..

فقط به من بگو چرا.. مگه دوسم نداشتی؟ من که کاری نکردم.. چرا تنهام گذاشتی؟
فقط به من بگو چرا.. چرا میای پس تو خوابم.. هنوز باورم نمیشه.. که تو نیستی کنارم..

دارم دیوونه میشم، از فکرای این سوال.. فکر برگشتنت شده، یه آرزوی محال..
دلم می خواد اون روزا بشه، برات بمیرم.. تا اینکه زنده باشم، ولی تو رو نبینم...

فقط به من بگو چرا.. مگه دوسم نداشتی؟ من که کاری نکردم.. چرا تنهام گذاشتی؟
فقط به من بگو چرا.. چرا میای پس تو خوابم.. هنوز باورم نمیشه.. که تو نیستی کنارم...

پ ن : خیلی هم ربط داره به امریکا!


پيام هاي ديگران ()

ای شگرف، ای ژرف، ای پر شور، ای دریای عشق...

در همسایگی قائمشهر و در انتهای جاده فیروزکوه، خطه ای وجود داره به نام سوادکوه که شامل چند شهر و تعداد زیادی روستا هستش. با اینکه من سوادکوهی نیستم، و با اینکه خاطرات بدی مثل پرونده دار شدن! هم از اون خطه دارم، اما با این اوصاف، با تمام وجودم به این منطقه عشق می ورزم. یکی از زیباترین نقاط این کره ی خاکی هست واسه من.

باز از تهران برگشتم و حس ناسیونالیستیم گل کرده. با اینکه در خانواده ی ما همه نسبت به تهران حس خوبی دارن، اما من حاضر نیستم یک وجب از خاک با برکت مازندران رو با تمامی امکانات تهران عوض کنم. وقتی از تهران بر می گردم به سمت شمال، اگه از جاده فیروزکوه بیام وقتی میرسم به سوادکوه، و اگه از هراز بیام وقتی میرسم به آمل انگار یه عمر دوباره بهم دادن.

دیدن یک منظره ی سبز حتی از فاصله ی دور، واسه من دلنشین تر از کار کردن در شرکت مایکروسافت هستش! باور کنید!

باز جو زده شدم! خدایا شکرت. شکر. خدا کنه همیشه شاکر خدا باشیم. ضمن اینکه مثل همیشه، تو این لینک می تونید به عکس های جدیدی که گرفتم دست پیدا کنید.

دوستت می دارم و بیهوده پنهان می کنم.. خلق می دانند و من، انکار ایشان می کنم..!
عشق بی هنگام من تا از گریبان سر کشید.. از غم رسوا شدن، سر در گریبان می کنم..!
ای شگرف، ای ژرف، ای پر شور، ای دریای عشق.. در وجودت خویش را، چون قطره ویران می کنم..!


پيام هاي ديگران ()

شکر!

امروز رفتم سنبل رود. فکر نکنم 45 دقیقه هم با خونمون فاصله داشته باشه. قشنگ بود خیلی. شاید در آینده ای نزدیک عکساشو بزارم پیش بقیه عکسا، تو اینترنت.

من به شخص یه چندین دلیل با غرب مازندران زیاد رابطه ای خوبی ندارم. یکی از دلایلش اینه که خیلی دوره. دلیل بعدیشم اینه که به دلیل کسخلی بیش از اندازه ما مازندرانیا*، تهرانیا اونجا رو تسخیر کردن و من هم اصلا حوصله کلاس گذاشتن اونا رو ندارم. البته در زیبایی اون نقاط شکی ندارم.

اما با این وجود، و با در نظر گرفتن این موضوع که به لطف خدا من زیادم اهل سفر و جنگل نوردی و این موارد هستم، اما باز هم میبینم جاهایی وجود داره اطراف خودمون که من هنوز نرفتم و واقعا هم زیبا هستند. این مازندران واقعا نعمت بزرگیه. کاش قدرشو بیشتر بدونیم. خدایا شکرت.

فردا بوق سحر انشاالله میرم تهران. چند روزی هستم. اگه تا آخر تعطیلات نمی رفتم، دیگه وقت نمیشد. یحتمل با چند تن از دوستان وبلاگی هم قرار خواهم گذاشت. ضمن اینکه شنیدم تهران کلی خلوت و تمیز شده! البته وقتی تا الان فقط 4 میلیون نفر اومدن مازندران که مطمئنا بیشترشونم تهرانی هستند، بایدم هوا خوب بشه. این وسط فقط طبیعت استان ما هستش که داره بگا میره.

* کلا ماها کسخل هستیم. کسخلی بیشتر از این که زمینامونو به تهرانیا میفروشیم و میریم ماشین می خریم و کلی هم حال می کنیم؟! شاید یکی از دلایلی که من همیشه به شدت با فروختن زمین مخالفت می کنم، دیدن این همه کسخلی در اطرافم بوده باشه. خدایا کمی از افن چسن(Efen Chosen) ملت تهران کم کن، و در عوض کمی به عقل ملت ما اضافه کن! الهی آمین...


پيام هاي ديگران ()

به، اینارو ...

نمیدونم توجه کردین یا نه، اما قریب به ٩٩ درصد وبلاگ خبرنگاران(تاکید بر روی خبرنگاران)، بسیجیان و یا حتی بلاگر های عادی که به نوعی راست گرا هستند، قسمت نظرات کنترل شده ای دارند. یعنی نظر شما حتما باید پس از تایید به نمایش در بیاید.

جالب اینه که در ٩٠ درصد این وبلاگ ها، اگر نظری مخالف با نظر نویسنده بفرستی، پیامت تایید نمیشه. لااقل من بالای چند صد بار امتحان کردن این موضوع رو.

تا کی ما باید استدلال های مزخرف این افراد رو تحمل کنیم خدا می دونه. آقا یه چیز میگه، تا یک سال خودشونو با تکرار حرفاش خفه می کنن. انگار آمریکا گینه بیسائو هستش. یه دفعه مردمشو واسمون بفرسته مفت مفت کارگری کنن چه طوره؟! باور می کنین دستی که دراز کردن چوبی نیست؟!! دارایی های ایرانو آزاد کنه که شما مفت مفت بالا بکشینشون؟ زهی خیال باطل، زهی تصور محال.


پيام هاي ديگران ()

به به...

من ویدئو صحبت های رهبر کبیر انقلاب در روز اول فروردین رو ندیده بودم. امروز که توفیقی حاصل شد و تونستم این ویدئو رو ببینم کلی خندیدم. هیچ وقت رهبر رو انقدر عصبانی ندیده بودم. خیلی جالب بود واسم.

شکی در این موضوع نیست که ایران همیشه می خواست دشمن فرضی واسه خودش بسازه تا به واسطه ی این دشمن فرضی بتونه به اهدافش برسه. حالا که بزرگترین دشمن ایران، شیطان بزرگ، دم از دوستی میزنه، حقم دارن سردمداران این رژیم که اینجوری قاطی کنن. خیلی جالب واسه من یکی.

همون وقتی که در حال دیدن ویدئو بودم واسم سوالی پیش اومد. فرق جمهوری اسلامی ایران با دوران شاهنشاهی در چیست؟ اون موقع هم یکی همه کاره بود، امروزم همینه. اون موقع نخست وزیر داشتیم که مترسکی بیش نبود، الانم رییس جمهور داریم که مترسکی بیش نیست. تنها فرقش به نظرم اینه که اسم "شاه" تبدیل به اسم "رهبر" شد. فرق دیگشم در اینه که اون موقع به لطف شاهان ایران، اعتبار و ارزش زیادی داشتیم، اما امروزه از افغانی ها هم کم اعتبار تریم.

نه جون من، اگه شما فرقی غیر از لباس شاه ایران و رهبر جمهوری اسلامی پیدا کردین به منم بگین. لابد اونا مسلمون نبودند، رهبر جمهوری اسلامی مسلمونه. نه؟!

پ ن: جنبه ی این رژیم بسیار پایینه. بنابراین اگه دیدین یه مدت ازم خبری نشد، بند 209 زندان اوین رو فراموش نکنین!


پيام هاي ديگران ()

امشب اگر یاری کنی...

البته بیشترتون می دونین، اما اگه تا الان نمی دونستید، حالا بدونید که من تا 5 سالگی قادر به حرف زدن نبودم! از 5 سالگی به بعد بود که تازه به تته پته گفتن افتادم! یه سر به این لینک بزنین و با "سندرم انیشتین" آگاه بشین، اون وقت خودتون ربطشو میفهمین!

امروز دوربین Power shot SD790 IS رو سفارش دادم. بالاخره تونستم یه مدل خوشگل تو دوربین های کنن پیدا کنم. از لرزش گیر سونی راضی نیستم. این یه Motion Detection هم در کنار لرزش گیر داره که باعث حذف اثر لرزش ها در عکس میشه.


پيام هاي ديگران ()

امشب اگر یاری کنی..

تنباکوی ١٨ هزار تومنی که از بندر خریده بودم رو به اتمام است. فرصت خوبی برای ترک اعتیاد داره شکل میگیره.

مسافرتی که قرار بود برم، به کلار دشت ختم شد. خوب بود، جاتون خالی.

از این دشت به اون دشت.. رسیدیم به کلار دشت.. سوغاتی واست چی بیارم، موقع برگشت..!

من جدا از تمام خوبی هایی که دارم! یه خوبی خاص دارم و اونم اینه که سعی می کنم نواقص و بدیهامو ببینم. اما از اون طرف یک مشکل بزرگ وجود داره و اونم اینه که تغییر دادن رفتار های بدم بسیار بسیار سخت هستن. و بنابراین خیلی از خوبی های دیگمم تحت تاثیر این بدی هام قرار میگیره. بدی هایی که چند مورد انگشت شمار هستن، اما زندگیمو به باد میدن.


پيام هاي ديگران ()

مرگ بر مستکبر..

حرفای رهبر معظم جمهوری اسلامی در مورد پیام تبریک دولت شیطانی اوباما سرشار از نکات ریز و درشتی بود که شایسته است مردم با ایمان جمهوری اسلامی چندین بار این سخنرانی را گوش دهند تا به تمامی نکات آن واقف شوند.

هر چند امریکا دست خود را با حقارت تمام به سوی ملت ایران دراز کرده است، اما ما باید تحقیق و تفحص کنیم که مبادا این دست، دستی چوبی باشد.(حقیقی نباشد)

مرگ روزنامه نگار و وبلاگ نویس اهانت کننده به مقدسات جمهوری اسلامی باید درس عبرتی برای تمام بی شعوران و مزدوران بیگانه پرستی باشد که نیت براندازی این نظام به صورت نرم را دارند. مرگ بر وبلاگ نویس مزدور.

کشف برگترین شبکه ی بزرگ فساد اینترنتی که توسط امریکا به صورت گسترده پشتیبانی مالی و فنی می شدند را به بچه های وزرات اطلاعات که با ترفند های بسیار تخصصی و مخفیانه و طی چندین ماه کار شبانه روزی موفق به انجام این کار شدند، تبریک عرض می کنم. آن دسته از وطن فروشانی که لو رفتن عوامل این سایت را صرفا یک اشتباه ساده از طرف مدیران سایت می دانند و نه ترفند های بچه های وزارت اطلاعات، باید در ملا عام به سزای این فرافکنی خود برسند.

لطف بزرگ رییس جمهور محبوب، رجایی دوم، مبنی بر دادن ٣٠٠ لیتر بنزین آنهم برای تنها ٣ ماه، ملت ایران را حسابی شرمنده کرده است. شایسته است تا در سفر استانی بعدی، به نحو احسن از رییس حمهور تجلیل شود. ضمن اینکه دیدارهای همسر شهید رجایی با خاتمی مرتد نیز از جمله فتنه های دشمن برای اغفال ملت است. همسر شهید رجایی نیز گول استکبار را خورده است.

بر ملا کردن سایر فتنه ها و دسیسه های استکبار جهانی را به وقتی دیگر موکول می کنم.


پيام هاي ديگران ()





» بهمن ٩٤
» آذر ٩٤
» تیر ٩٤
» خرداد ٩٤
» بهمن ٩۳
» دی ٩۳
» آبان ٩۳
» مهر ٩۳
» شهریور ٩۳
» امرداد ٩۳
» تیر ٩۳
» خرداد ٩۳
» اسفند ٩٢
» بهمن ٩٢
» آذر ٩٢
» مهر ٩٢
» شهریور ٩٢
» امرداد ٩٢
» تیر ٩٢
» خرداد ٩٢
» اردیبهشت ٩٢
» فروردین ٩٢
» اسفند ٩۱
» بهمن ٩۱
» دی ٩۱
» آبان ٩۱
» مهر ٩۱
» شهریور ٩۱
» امرداد ٩۱
» تیر ٩۱
» خرداد ٩۱
» اردیبهشت ٩۱
» فروردین ٩۱
» اسفند ٩٠
» بهمن ٩٠
» دی ٩٠
» آذر ٩٠
» آبان ٩٠
» مهر ٩٠
» شهریور ٩٠
» امرداد ٩٠
» تیر ٩٠
» خرداد ٩٠
» فروردین ٩٠
» اسفند ۸٩
» خرداد ۸٩
» اردیبهشت ۸٩
» فروردین ۸٩
» اسفند ۸۸
» بهمن ۸۸
» دی ۸۸
» آذر ۸۸
» آبان ۸۸
» مهر ۸۸
» شهریور ۸۸
» امرداد ۸۸
» تیر ۸۸
» خرداد ۸۸
» اردیبهشت ۸۸
» فروردین ۸۸
» اسفند ۸٧
» بهمن ۸٧
» دی ۸٧
» آذر ۸٧
» آبان ۸٧
» مهر ۸٧
» شهریور ۸٧
» اسفند ۸٦
» بهمن ۸٦
» آذر ۸٦
» آبان ۸٦
» شهریور ۸٦
» امرداد ۸٦
» تیر ۸٦
» اردیبهشت ۸٦
» فروردین ۸٦
» اسفند ۸٥
» بهمن ۸٥
» دی ۸٥
» آذر ۸٥
» آبان ۸٥
» مهر ۸٥
» شهریور ۸٥
» امرداد ۸٥
» تیر ۸٥
» خرداد ۸٥
» فروردین ۸٥
» اسفند ۸٤
» بهمن ۸٤
» دی ۸٤
» آذر ۸٤
» آبان ۸٤
» مهر ۸٤
» شهریور ۸٤
» امرداد ۸٤
» تیر ۸٤
» خرداد ۸٤
» اردیبهشت ۸٤
» فروردین ۸٤
» اسفند ۸۳
» بهمن ۸۳
» آذر ۸۳
» مهر ۸۳
» شهریور ۸۳
» امرداد ۸۳
» تیر ۸۳
» خرداد ۸۳
» اردیبهشت ۸۳
» فروردین ۸۳
» اسفند ۸٢


فروشگاه اینترنتی گالش

دانلود آهنگ جدید