بچه مثبت شیطون




ویندوز 7

می تونم با افتخار تمام بگم در این لحظه بعد از 6 روز تلاش طاقت فرسا، دانلود ویندوز 7، جدیدترین نسخه ی ویندوز مایکروسافت معظم با حجم 2.5 گیگ به اتمام رسید! این پیروزی عظیم رو به خودم تبریک می گم و منتظر روز های آتی و سیستم جدید می مونم تا این ویندوزو روش نصب کنم.


پيام هاي ديگران ()

کجاست اون که واست میمرده..

دیگه نه این لپتاپ جواب کارای منو میده نه این پی سی. یه پی سی قدرتمند سفارش دادم که تا دو شنبه ایشالله باید جمع بشه. هر چه زودترم باید مخ بزنم که یه لپتاپ جدید و خوشگل بخرم. تا خدا چی بخواد.

آهنگ همدرد، از آلبوم جدید داریوش خیلی قشنگه به نظرم. چند روزه همش گوش میدم.

زندگانیت ترانه.. گریه هایت عاشقانه.. واژه هایت، ساده گویی.. گفت و گوی کودکانه..

دیدگنات بامدادان.. اشک هایت چشمه ساران.. چهره ات، رنگ سپیده.. گونه هایت لاله زاران...

یه جورایی شبیه آهنگ خواب آخر ِ عصار هستش.


پيام هاي ديگران ()

اشک اینجاست..

شدیدن معتقدم یه جنگ حالا به هر دلیلی و توسط هر کشوری شروع شده باشه، باید همه جانبه و نفس گیر باشه که دشمن فرصت فکر کردن هم پیدا نکنه. تو جنگ که نباید حلوا پخش کرد. امریکا چه طوری جنگ جهانی دوم رو تموم کرد؟ همون طوری دهشت انگیز.

دلم به حال مردم غزه هیچ وقت نسوخت. حماس اگه خیلی به فکر مردمش بود، سرانش نمیرفتن تو هتل های ۵ ستاره ی سوریه و لبنان. اگه خیلی به فکرشون بود از مناطق مسکونی موشک پرتاب نمی کرد. اگه خیلی به فکرشون بود مثل اسراییل واسه مردمش پناهگاه می ساخت. اگه به فکرشون بود نمیگفت مردم ما عاشق شهادت هستند.

یکی از بهترین خبر هایی که این روزا مطالعه کردم، سخن خاتمی بود که گفت یا من خواهم آمد و یا میر حسین موسوی. البته احتمال اومدن میر حسین بیشتره و به نظرم کاملن هم تصمیم به جایی هستش. ساخت دوباره ی کشوری که به فاک رفته، انرژی زیادی می خواد. خاتمی هم بدجور زیر ذره بین قرار خواهد گرفت در صورت انتخاب شدن. میر حسین اگه بیاد و اگه انتخابات هم فقط مقداری سالم برگذار بشه، بدون شک انتخاب خواهد شد و می تونه مثمر ثمر واقع شود.

کوته نظرانی که این وبلاگ به پستشون خورد و این مطلب رو خوندن، یحتمل به این نتیجه میرسن که هر کی مخالف فلسطین، سوریه، دولت و ... است، حتمن اصلاح طلب و طرفدار خاتمی است! امیدوارم شما اینگونه برداشت نکرده باشید!

 


پيام هاي ديگران ()

آنها فکر می کنند که آزاد هستند..

این تخمه ی لعنتی باعث شد بشینم پای تلویزیون و از شانس بد، برنامه ی برگی از تاریخ رو ببینم. آیت الله خمینی مشغول سخنرانی بودند. چند جای صحبت ایشون واسم جالب بود که خلاصه ی آن به شرح زیر است:

"ما با علم، صنعت و به طور کلی تمدن اونها(غرب) مشکلی نداریم. ما با آزادی اونها که قصد دارند جوانان ما را به سمت فحشا بکشانند، مشکل داریم. جوانی که به سمت فحشا برود، دیگر عقلش کار نمی کند که چه کسی نفتش را می برد."

آقای خمینی در همان ابتدا اذعان می کند که غرب دارای تکنولوژی و علم است. سپس می گوید ما آزادی آنها را نمی خواهیم. چرا؟ چون وقتی جوانان ما آزادی آنها را تجربه کنند عقلشان برای مسائل مهم کشور، به خوبی کار نخواهد کرد.

کاش آیت الله خمینی زنده بودند و کاش انقدر آزادی در این مملکت وجود داشت که من از ایشون بپرسم:

اگر آزادی آنها، عقل را از کار میاندازد، پس چگونه است که آنها در علم چنان پیشرفتی کردند که حتا شما هم به آن اعتراف می کنید؟ آیا آنها خانه ی فحشا، مشروب، هرویین و ... را فقط برای جوانان ما می خواهند و در مملکت خودشان، خبری از این مسائل نیست؟

اگر بگویید نیست که دروغ گفته اید آقای خمینی. اگر هم بگویید هست، سوالم این است که پس چرا عقل جوانان آنها از کار نایستاده است؟

یادم میاد در چند پست قبل، از به نفس افتادن عمر این رژیم صحبت کرده بودم. خواستم متذکر بشم اگر تبعید آیت الله خمینی رو نقطه ی شروعی برای انقلاب بدونیم، باز هم تا سرنگونی شاه خائن، 15 سال زمان به درازا کشید. بنابراین صبر پیشه کنید.

ضمن اینکه برای من چه این نظام، چه نظام سلطتنی و چه هر نظام دیگر، فرقی نمی کند. چون اصولن یک فرد سیاسی نیستم. من خواهان اعتلای کشورم هستم. هر نظامی که از نظر خودم در این راه موفق باشد، طرف آن خواهم بود.

 


پيام هاي ديگران ()

حکومت مطلقه..

اگر یاتان باشد در این پست، از سخنان اکبر هاشمی مبنی بر تخصصی شدن صدور فتوا، حمایت کرده بودم. البته هنوز نیز معتقد به درستی این حرف هستم. به این شرط که بی غرض، زده شده باشد. اشتباه من این بود که گول موضع گیری های اخیر هاشمی را خورده بودم و فراموش کرده بودم اکبر هاشمی رفسنجانی، هر مقدار هم که تغییر موضع داده باشد، باز هم اکبر هاشمی رفسنجانی است.

از اونجا به این مهم رسیدم که آیت الله منتظری رسما حکومت ولایت مطلقه ی فقیه رو مصداق شرک بیان کردند و گفتند نظر ولی فقیه فقط در امور فقهی بر دیگران ارجحیت دارد و نه امور سیاسی و یا بین المللی.(طبق مطالعاتی که کردم، آقای بنی صدر، سی سال پیش خطاب به آیت الله خمینی همین موضوع را متذکر شده بود) ارزش این سخنان در گوینده ی آن نهفته است که هر چند در سال های اخیر مخالف نظام بوده است، اما نباید از این موضوع غافل شد که یکی از تئوریسین های اصلی ولایت فقیه، شخص آیت الله منتظری بوده است.

از سخنان هاشمی میشود اینگونه استنباط کرد که حکومت ایران که دیگر خود را در فریب دادن مردم ناتوان میبیند، می خواهد به این شکل ژست دموکرات به خود بگیرد. هرچه قدر هم که هاشمی با کارگردانان فعلی مملکت اختلاف عقیده پیدا کرده باشد، نمی توان قبول کرد که مایل به فروپاشی نظامی باشد که خود در متن آن قرار دارد.


پيام هاي ديگران ()

دلم مجنون دریای حسین..

نمی دونم چرا شب عاشورا، وقتی سید جواد بهم گفت: "ایشالله از جوونیت خیر ببینی" به کل منقلب شدم. انگار اولین کسی بود در حقم این دعا رو کرد. وقتی رفتم پشت بنر تا اکو رو تنظیم کنم، گریم در اومد.

مراسم دهه اول واقعن خدایی پیش رفت. باورم نمیشه به همین زودی گذشت. انقدر درگیر بودیم که وقتی واسه فکر کردن نبود. خدا رو شکر، به لطف امام حسین، مراسمات خوبی برگزار کردیم. ایشالله مورد قبول صاحب عزا قرار بگیره.

بهشت ارزانی خوبان عالم.. بهشت من تماشای حسین ِ


پيام هاي ديگران ()

بابام خیلی مهربون بود...

خدا در قرآن میگه با یهودیان سر میز مذاکره ننشینید. میگه یهود هیچ گاه آرام نخواهد گرفت. در اینکه بدون شک قوم یهود مشکل دارند و تا ابد هم خواهند داشت، شکی نیست. اما اگر بخوایم از نظر دینی به حوادث غزه نگاه کنیم مردم فلسطین هم مردمان درست و حسابی نیستند. مگه اینا همونایی نیستند که حضرت ابوبکر رو جانشین پیامبر کردند؟ پس از نظر دینی نمیشه به قضیه نگاه کرد. چون هر 2 طرف قضیه، از نظر یک فرد شیعه، مشکل دار هستند.

از نظر انسانی بخوایم به قضیه نگاه کنیم، بدون شک این حوادث محکوم هستند. اما آیا فقط اسراییلی ها حمله می کنند؟ فلسطینیا به شهرک های یهودی ها حمله نمی کنند؟ زن و بچه نمی کشند؟ بنابراین از اون سمت هم باید کار های مردم فلسطین رو محکوم کرد.

اگه بخوایم از نظر سیاسی به قضیه نگاه کنیم باید گفت هر بلایی سر مردم غزه میاد حقشون هست. احیانن می دونین فلسطینیا در کرانه ی باختری رود اردن هم ساکن هستند. تا الان دیدین مردم اون ناحیه اعتراض کنن که آقا مردم غزه رو نکشین؟ کل جهان تظاهرات کردند الا مردم کرانه ی باختری. 50 سال دارن میجنگن آخر نتونستن مشکل درونی خودشونو حل کنن. البته اینم به سنی بودنشون بر می گرده که هر کی، به هر طریقی رهبرشون میشه رو امام و جانشین پیامبر قلمداد می کنن. مردم کرانه باختری محمود عباس رو قبول دارن و هر چی اون بگه رو قبول می کنن. از این سمت هم حماس هر چی بگه مردم غزه قبول می کنن.

تا دنیای اسلام با هم متحد نشد، هر بلایی سر هر مسلمانی بیاد حقش هست.

نیک آهنگ کوثر حرف خوبی زد. در جمهوری اسلامی چند نفر از زندگی امام حسین قبل از وارد شدن به کربلا، خبر دارن؟ جمهوری اسلامی خوب به مردمش یاد داد که چه طوری میشه مثل مردم کوفه بود و ادعای مسلمان بودن هم کرد.


پيام هاي ديگران ()

آتش و سنگ کم است.. چوبه ی دار کجاست...

این روزا غیر از الطاف بی شمار خدا و امام حسین، هیچ چیز دیگری وجود ندارد.

بنفسی انت یا حسین ابن علی

دست من بسته ولی، با سر و جان یاد توام.. فکر بی دستی عباس، علمدار توام...


پيام هاي ديگران ()

یا حسینم یا حسین..

این سه شب مراسم خدا رو شکر خیلی خوب برگزار شد. بعد روضه خونی و سینه زنی، زنجیر میزنیم و آخر هم زیارت عاشورا می خونیم. موقع زنجیر زنی وقتی به بچه ها نگاه می کنم، دوست دارم همون جا بشینم گریه کنم. اینکه میبینی بعد این همه سال به لطف خدا و امام حسین، به جایی رسیدی که همه با جدیت زنجیر میزننو و عذاداری می کنن، خیلی شیرینه. خیلی.

اگه میشد دوست داشتم تمام مراسم ها رو بذارم تو نت. اما حجم فایل ها زیادن. ولی توصیه می کنم این ترک رو که آپلود کردم، حتمن دانلود کنین و گوش بدین. مربوط به شب اول هستش که حاج مراد مقیمی مداحی می کردن. من که خیلی حال می کنم باهاش. خدا می دونه چند بار گوش دادم تو همین چند شب.

دانلود کنین.


پيام هاي ديگران ()

منو جداییت ای دل..

صبح رفتیم از آقایون هیات امنا عذرخواهی کردیم. هرچند هنوزم معتقدم کارشون فقط اذیت کردن بود و البته ناحق، اما عذرخواهی واجب بود.

دیشب امام حسین تو خونه ی خودش، اشکمو از ناراحتی در آورد، و امشب اشکمو از شدت خوشحالی در آورد. چه آدمی هستی امام حسین. روان آدمو به خدا پاک می کنی. خدا رو شکر، چشم شیطون کور امشب انقدر مراسم خوب برگزار شد که فقط دو تا بال واسه پرواز کردن کم داشتم! برای اولین بار تو مسجد خودمونم ضجه زدم! خدا رو شکر. خیلی گلی حسین ابن علی. خیلی..

 

 


پيام هاي ديگران ()

برکش جامی دیگر..

امروز بحث خیلی خیلی بدی با هیات امنای مسجد کردیم. بدجور قاطی کرده بودیم. خدا خودش شاهده یک کلمه ناحق نگفتیم. احترام به بزرگترم تا یه حدی لازمه. بماند که احترام بزرگتر به کوچیکترم واجبه.

آخر شب که بحثا تموم شده بود و خودمون فقط تو تکیه بودیم، نتونستم جلوی خودمو بگیرم. اومدم بیرون زدم زیر گریه.. امام حسین یادت باشه. تو خونت اشکمو در آوردی. سر چیزی که یک کلمه توش ناحق نبود. این همه کار تو این مدت، همه واسه خاطر تو بود. تویی که واسه هممون عزیزی. ولی بازم دمت گرم. این همه جوون تو محله هستن. همین که منو می کشونی تو خونت، یه دنیا حال دادی بهم. ایشالله همیشه ما رو قابل بدونی که نوکریتو بکنیم. هر چند این وسط اشکمونم در میاری :دی


پيام هاي ديگران ()

لنگ در هوا..

برای عدم کارایی "احمدینژاد" چند مدل به ذهنم می رسه. اول اینکه وقتی آدمی با یک سطح محدود از توانایی ها، به پست و مقامی می رسه، هر چی هم که تلاش کنه سودی نخواهد نداشت. چون توانایی هاش محدود هستند.

اما اگه بخوایم خوشبینانه تر و البته دقیق تر نگاه کنیم، می تونیم بگیم "احمدینژاد"، آدمی با توانایی های بالاست که با پشتکار فراوان، قصد اجرای ایده های خودشو داره. اما در عمل هیچ گاه موفق نمی شود. چرا؟

دکتر شریعتی میگه چرا ارسطو، سقراط و ده ها فیلسوف برجسته ی یونان، در زمان خودشون قادر به ساخت یک چرخ ساده هم نبودند و حتا باعث توقف هزار ساله ی غرب در کسب علم شدند، اما یک تکنیسین امروزی که حتا حرف شاگرد شاگرد شاگرد ارسطو رو هم نمی تونه درک کنه، صد ها اختراع ثبت کرده! کلید عدم کارایی "احمدینژاد" همین جا نهفته است:

"متد غلط، حتا نبوغ های بزرگ رو به بیراهه می کشونه.. اما متد صحیح، حتا اندیشه های متوسط رو به حقیقت می کشونه."

البته این مربوط به زمانیست که ما "احمدینژاد" را تا حد افلاطون بالا ببریم! و گرنه گزینه ی اول به نظرم منطقی تر است.


پيام هاي ديگران ()

همین را بگویم..

امروز دیگه همه بریدیم. از صبح تا ساعت 8 شب مسجد بودیم. ولی شکر بازم.

فردا برم ببینم هنوز می تونم پول دانشگاه رو واریز کنم یا نه. کلن دانشگاه رو فراموش کرده بودم.

اینکه زاده ی آسیایی، رو میگن جبر جغرافیایی...

راست میگه این مردک. کاش مازندران تو امریکا بود. خیلی خوب میشد این مدلی. عصمت واسه آدم نمیذاره آهنگاش...


پيام هاي ديگران ()

آقامون دلبره...

ساعت 1.20 بامداد. پیراهن های هیات رو امروز شستیم. امیدوارم با بادی که وزیدن گرفته، پخش و پلا نشن و مجبور نشیم بازم بشوریمشون. نصب پارچه ها و پوستر ها هم نیم ساعت پیش تموم شد.

یکی از پارچه هامونو کندن. به جاش پارچه ی هیات رهروان رهبری زده شد. این همه پول، این همه بریز و بپاش، اون وقت به یه پارچه هم رحم نمی کنن. اصلن گیریم که جای پارچه ی شما زده باشیم! آدرس که داشتین. میومدین اطلاع می دادین. پشت این هیات هم که سپاه هستش. کاری نمیشه کرد.

هیاتو که ثبت می کردیم باید زیر یه چیزایی رو امضا می زدیم که به هیچ کدومش اعتقاد نداشتیم. ما هیاتو واسه امام حسین راه انداختیم، نه واسه تکمیل ارتش بیست میلیونی. همه چیو سیاسی می کنن. همه چیزو کثیف می کنن. ما همه قد و نیم قد بودیم که هیاتو راه انداخیتم. با هفته ای صد تومن جمع کردن به اینجا رسیدیم شکر خدا. این بازیا چیه دیگه.

متاسفانه من امام حسین اونا رو قبول ندارم. من همون امام حسینی رو قبول دارم که با این همه کثافت کاریایی که دارم، باز ناخداگاه منو می کشونه که کارای هیات رو انجام بدم. خیلی این امام حسین مرد هستش به خدا....

خدایا شکرت. فقط همین...


پيام هاي ديگران ()

اه یکی بود یکی نبود..

تا ساعت 12.30 بعد از ظهر خواب بودم! یه حالی داد.

واقعن تاسف می خورم به حال این مملکت. تو کشور های پیشرفته تمام سعیشونو دارن می کنن تا لامپ های کم مصرفو به خاطر زیان های فراوونش از رده خارج کنن، اما تو ایران به زور می خوان جا بندازن این لامپا رو. تفاوت اینجا ها بیشتر از همیشه حس میشه.

میبینم که پرداخت نقدی یارانه ها که آقای پرزیدنت حتی در مصاحبه ی مستقیم با شبکه ی اول، بار ها اعلام کرده بود از مهمترین قسمت های طرح تحول اقتصادی هستش، به خاطر کمبود منابع مالی، لغو شد!! انقدر این اتفاق فضاحت بار هستش که من چیزی دیگه نمی گم!

تا پاسی از شب کار کن آقای پرزیدنت! کار بعد از ساعت 10 شب را برای پرزیدنت حرام کن آقای رهبر! رحم می کنیم به پرزیدنت آقای الهام! ما هم استیضاح وزرای پرزیدنت رو خیانت می دانیم آقای نماینده ی کرمانشاه! اصلن هر چی شما بگویید. ببینیم باز هم ادعایی خواهید داشت بعد از به فاک دادن کشور یا نه.

 


پيام هاي ديگران ()

دلم گرفته ای همسفر..

ساعت 2.30 بامداد. پارچه ها در سطح شهر نصب شدن خدا رو شکر. فردا شب هم باید پوستر ها نصب بشن. فردا صبحم باید لباس های هیات رو در بیاریم و آفتاب بدیم.

جلسه ی امشب با هیات امنای مسجد خوب بود. تونستیم یه خورده بودجه هم بگیریم. هر چند ربع خرج هایی که کردیم و خواهیم کرد، نخواهد شد.


پيام هاي ديگران ()

سان سان..

اقدامات مقتضی جهت دریافت مجوز امروز انجام شد و مجوز تقدیم شهرداری منطقه شد. از امشب اقدام به نصب پارچه و بنر های تبلیغاتی در سطح معابر عمومی شهر خواهیم نمود!

امشب همچنین باید بریم جلسه ی هیئت امنای مسجد تا بینیم می تونیم مقداری از این همه خرجی که امسال کردیمو دریافت کنیم یا نه.

سر این پروژه ی آخری که مربوط به طراحی سایت بود قول داده بودم سر 2 هفته کارو تحویل بدم. الان یک هفته گذشت اما هیچ کاری نکردم. آخر باید یه چیزیم به صاحب کار بدم!!

 


پيام هاي ديگران ()

می سوزن خشک و تر..

آدمی مثل من وقتی خسته و کوفته بیاد خونه، هیچی عصبانیش نمی کنه الا اینکه ببینه سایتش بالا نمیاد!

پارچه ها کوچه رو نصب کردیم. پرچما رو هم رو تیر های برق قرار دادیم. با مداح خود هیئت واسه دسته روی صحبت کردیم. با دو نفر هم صحبت کردیم که نظم مراسمونو برقرار کنن. پارچه هم سفارش دادیم. خدا رو شکر این کار های خرد رو انجام دادیم. و گرنه کلی وقت ازمون می گرفت.

کار جهان به کام من و توست، یا شیخ.. یا سیدی..


پيام هاي ديگران ()

مرغ شیدا..

امروز صبح رفتیم دنبال سیستم صوتی. البته هنوز به نتیجه نرسیدیم و فردا هم باید بریم. بعدش رفتیم دنبال مجوز واسه نصب پارچه در مکان های پر رفت و آمد شهر. مدارک هیئتمون ظاهرن ناقص بود و گرفتن مجوز هم موند واسه فردا. در نهایت از پوستر های تبلیغاتیمون در اندازه ی A3 پرینت گرفتیم. سعی کردم ساده و البته شکیل طراحیش کنم. از اینجا می تونین فایل PDF رو دانلود کنین و ببینید. پرینتش که زیبا شد خدا رو شکر.

امشب باید بریم سفارش پارچه بدیم. نصب پرچم و پارچه های کوچه هم امشب صورت میگیره. توکل بر خدا.


پيام هاي ديگران ()

نازنینم، این چه رسمیست..

واقعن من نمیفهمم چرا انقدر عقل مردم به چشمشونه. حتمن باید همه چی رو لفظن بیان کرد تا بفهمن.

سخنرانی اکبر هاشمی رفسنجانی مبنی بر اینکه باید در صادر کردن فتوا، به سمت تخصصی شدن پیش بریم، خیلی جالب بود. بسیار بسیار به جا هم بود. قصد توهین به هیچ مرجعی رو ندارم، اما اینجوری نمیشه که آدم 90 سال تو یه شهر زندگی کنه و تمام جهان براش تو قم و عربستان و عراق خلاصه بشه، اون وقت بیاد در مورد هر چیزی فتوا صادر کنه.

مثلن یه فتوایی که در زمینه ی کامپیوتر میشه صادر کرد اینه که هر بنده ای که بیش از 12 ساعت در شبانه روز پشت نت باشه، از انجام تمام واجبات الهی معاف خواهد شد! :دی


پيام هاي ديگران ()

شبای رفتن تو...

چندین شب میشه که معطل جواب مداحان هستیم. امشب تا ساعت 11 شب منتظر بودیم و بالاخره تونستیم فرد اصلی رو پیدا کنیم. رفتیم خونش و تازه برگشتیم. خدا رو شکر برای 5 و، 6 تا مداح هماهنگی کردیم که امسال محرم بیان هیئت. خدا لعنت کنه این سپاهی ها رو که همشون دروغ گو هستن. دهن ما رو سرویس کردن. با چه کسایی که مرتبط نشدیم. قاضی، فرمانده، و ...! خدا رحم کنه!

فردا صبحم که ساری کلاس دارم. خستم خیلی.روز کار، شب کار. نیازمند یک استراحت خوب هستم که متاسفانه حالا حالا پیش نمیاد.


پيام هاي ديگران ()





» بهمن ٩٤
» آذر ٩٤
» تیر ٩٤
» خرداد ٩٤
» بهمن ٩۳
» دی ٩۳
» آبان ٩۳
» مهر ٩۳
» شهریور ٩۳
» امرداد ٩۳
» تیر ٩۳
» خرداد ٩۳
» اسفند ٩٢
» بهمن ٩٢
» آذر ٩٢
» مهر ٩٢
» شهریور ٩٢
» امرداد ٩٢
» تیر ٩٢
» خرداد ٩٢
» اردیبهشت ٩٢
» فروردین ٩٢
» اسفند ٩۱
» بهمن ٩۱
» دی ٩۱
» آبان ٩۱
» مهر ٩۱
» شهریور ٩۱
» امرداد ٩۱
» تیر ٩۱
» خرداد ٩۱
» اردیبهشت ٩۱
» فروردین ٩۱
» اسفند ٩٠
» بهمن ٩٠
» دی ٩٠
» آذر ٩٠
» آبان ٩٠
» مهر ٩٠
» شهریور ٩٠
» امرداد ٩٠
» تیر ٩٠
» خرداد ٩٠
» فروردین ٩٠
» اسفند ۸٩
» خرداد ۸٩
» اردیبهشت ۸٩
» فروردین ۸٩
» اسفند ۸۸
» بهمن ۸۸
» دی ۸۸
» آذر ۸۸
» آبان ۸۸
» مهر ۸۸
» شهریور ۸۸
» امرداد ۸۸
» تیر ۸۸
» خرداد ۸۸
» اردیبهشت ۸۸
» فروردین ۸۸
» اسفند ۸٧
» بهمن ۸٧
» دی ۸٧
» آذر ۸٧
» آبان ۸٧
» مهر ۸٧
» شهریور ۸٧
» اسفند ۸٦
» بهمن ۸٦
» آذر ۸٦
» آبان ۸٦
» شهریور ۸٦
» امرداد ۸٦
» تیر ۸٦
» اردیبهشت ۸٦
» فروردین ۸٦
» اسفند ۸٥
» بهمن ۸٥
» دی ۸٥
» آذر ۸٥
» آبان ۸٥
» مهر ۸٥
» شهریور ۸٥
» امرداد ۸٥
» تیر ۸٥
» خرداد ۸٥
» فروردین ۸٥
» اسفند ۸٤
» بهمن ۸٤
» دی ۸٤
» آذر ۸٤
» آبان ۸٤
» مهر ۸٤
» شهریور ۸٤
» امرداد ۸٤
» تیر ۸٤
» خرداد ۸٤
» اردیبهشت ۸٤
» فروردین ۸٤
» اسفند ۸۳
» بهمن ۸۳
» آذر ۸۳
» مهر ۸۳
» شهریور ۸۳
» امرداد ۸۳
» تیر ۸۳
» خرداد ۸۳
» اردیبهشت ۸۳
» فروردین ۸۳
» اسفند ۸٢


فروشگاه اینترنتی گالش

دانلود آهنگ جدید