بچه مثبت شیطون




بازم اعتراض

سلام...
یکی از دوستان عزیز در پست قبلیم نظر داده بود و گلایه کرده بود که چرا اونجوری حرف زده بودم و اگه ما از کارای خوبه اونا تقلید کنیم چی میشه؟ و اگه یکی از اونا یه کاری کرد ما نباید به حساب همشون بذاریم.
عرض کنم چون اصلا علاقه ای نداشتم به صحبت در مورد غربی ها زیاد جواب قانع کننده ای ندادم به ایشون..و این دوست خوب هم خوشش نیمد از جواب من. منم دیدم اینجوریه مشتاق شدم که بحث کنم و تا حد توانم پیش برم تا شاید بتونم قانعش کنم.(هر چند کسایی که منو می شناسن میدونن از این توانایی ها ندارم). خواستم جوابشو بدم که متاسفانه هر چی سعی کردم تو بلاگش نظر بدم نشد.این شد که گفتم بیام تو بلاگ خودم هم جواب ایشون رو بدم و هم یه چیزای دیگه رو اضافه کنم و همه بخونن.پس شروع می کنم.
عرض کنم بنده هیچ وقت اینجوری فکر نکرده بودم که چون یه دانمارکی این غلط رو کرده پس همه ی دانمارکی ها همین جورین. اما خود دانمارکی ها نذاشتن که من همین جوری فکر کنم.وقتی نخست وزیرشون خیلی راحت میاد از این کار حمایت می کنه و حتی انقد به خودش اجازه می ده که بگه تو کتاب های درسی هم این کاریکاتور ها رو چاپ میکنیم و مردم دانمارک هم هیچ اعتراضی مبنی بر بی احترامی اقلا به یه فرستاده ی خدا نمیکنن، عقیدم عوض شد.می خوام بدونم  اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه مردم دانمارک با این کار مخالفن؟! نه دوست عزیز.مطمئن باش مردم دانمارک از این بی احترامی ککشونم نگزید.پس یه آدمایی هستن مثل همون کاریکاتوریست.بقیه کشور های غربی هم همین طور.غیر از مسلموناش کی رو دیدین تظاهرات کنه؟ بگین دیگه اگه دیدن.مگه وقتی کسی به پیامبر اسلام توهین می کنه فقط باید به مسلمونا بر بخوره؟ مگه پیامبر ما فرستاده ی خدا نیست؟ دوست عزیز گفتی که اگه یه ایرانی تروریست بشه پس همه ی ایرانی ها تروریست میشن دیگه.من این حرفتو قبول ندارم.نمی خوام بگم همه ی ایرانی ها میشن تروریست یا نه.می خوام بگم این موضوع اصلا ربطی به توهین به پیامبر نداره و نمیشه مقایسشون کرد.یکی از شرایط مقایسه هم اعتبار بودن دو چیز یا موضوع و این دو موضوع زمین تا آسمون با هم فرق دارن.شما توهین به یه پیامبر رو با تروریست شدن در یه اندازه میبینی؟ اما نمی خوام  به همین راحتی هم از رو این مطلب بگذرم..بذار قبلش فقط یه چیزو بگم.
ببین دوست خوب.تا الان فکر کردی چرا موقع ظهور پیامبر سران قریش و مکه با پیامبر شروع به مخالفت کردن؟ جدا فکر کردی؟ فکر کردی اونا به این خاطر با پیامبر مخالفت کردن که جد و آبادشون بت می پرستیدن و اونام می خواستن راه ننه باباهاشونو ادامه بدن؟ نه عزیز.شک نکن که  اگه پیامبر فقط می گفت خدا رو بپرستین سران قریش باهاش مخالفت نمی کردن که هیچ تازه حمایتشم می کردن.چرا؟ چون اونا اصلا واسشون پرستش خدا و بت فرقی نمی کرد.اونا فقط می خواستن یه جوری مردم رو مشغول کنن و ازشون بهره برداری کنن..واسه اینکه مردم تو خواب بمونن. اما حالا چرا جلو پیامبر واسادن؟ چون پیامبر نیمد بگه فقط خدا رو بپرستین.اومد گفت فقیر و غنی یکسانن..اومد گفت همه باید از همه چی به یک اندازه استفاده کنن.اومد گفت ارزش آدما به پول و مقامشون نیست..بله دوست عزیز.اونا به این دلیل با پیامبر مخالف کردن چون منافعشونو در خطر میدیدن. اونا با بت و دین و خدا کاری نداشتن..اونا با اساس پیامر و حرفاش مشکل داشتن.همین طور که غربی ها الان با اساس ما مشکل دارن.اونا واسشون فرقی نداره ما چی کار میکنیم.تروریستیم..قاتلیم..معتادیم..مسلمونیم.جهودیم.اونا فقط می خوان ما زیر سلطشون باشیم.فقط می خوان هر چی میگن ما عمل کنیم. می خوان آقا بالا سر ما باشن.شک نکن اگه اونا هر چی گفتن ما بگیم چشم، اگه رو سر ده تا کشورم بمب اتم بندازیم چیزی نمیگن که هیچ از ما به عنوان مهد عدالت هم نام میبرن! و در این موضوه هم تردید نکن که اگه زیر سلطشون نباشیم اگه یکی از ما ها یه کاری کنه به همون تهمت می زنن..آره.تو این جهان اگه یکی از ما ها(ایرانی ها) تروریست بشه کل ما ها تروریستیم! چون زیر سلطشون نیستیم.
الله وکیلی باید قبول کرد تنها کشوری که جلو غرب الان واساده ایران.با خوب و بدش کاری ندارم اصلا.اما واقعیتی که باید قبول کرد.و برای این ایستادگی تاوان خیلی سنگینی دادیم..خیلی سنگین.حرف من اینه.حالا که ما تا اینجا پیش اومدیم و این همه رنج کشیدیم، باید از این دستاوردمون دفاع کنیم.نباید بذاریم اونا حالا به هر نحوی بیان بین ما ها.نباید بذاریم فرهنگشونو به ما غالب کنن.ببین دوست خوب.اگه من از ولنتاین گفتم چون اون روز ولنتاین بود.قصدم و مشکلم فقط این روز نبود.یه مثال زدم.و هدفمم این بود که بگم باید جلو نفوذ اونا رو گرفت.باید دفاع کرد از این همه سختی که پدرامون کشیدن.
در ضمن من هیچ وقت گفتم بده علت پیشرفت اونا رو ببینیم و درس بگیریم؟تازه من من اعتقادی راسخ دارم که باید تو کاراشون تفکر کرد و ببینیم چرا انقد از ما جلو افتادن.به قول برادر خوبم آقا محسن که باید ببینیم چی شد اونا به سمت آقایی جهان پیش رفتن.اما همه ی اینا فرق داره با ورود فرهنگ اونا..فرق داره با به زیر سلطه در امدن ما ها. وقتی میبینیم اونا حتی واسه مقدسات ما احترام قائل نیستن چرا ما باید واسه این کارای بی ارزشون اهمیت بذاریم؟ چرا آخه؟ یعنی واسمون مهم نیست توهین به پیامبرمون که دینش بر همه ی دین ها غالبه؟واقعا واسمون مهم نیست؟
ولش کنین..حتی به این کار فکر می کنم اعصابم میریزه به هم و دوست دارم همه ی فحش های عالم رو نثارشون کنم..کسی هم نمی تونه سرزنشم کنه.اگه یه نفر به زن یه بنده خدایی تجاوز کنه اون طرف حتی حاضر میشه از همه چی بگذره و اون طرفو بگیره  به فجیع ترین شکلش بکشه.آیا کسی میاد این مردو سرزنش کنه چرا این کارو کردی؟ یه سری ارزش ها، یه سری حرمت ها هست که برای یه نفر یا یه عده ارزش داره.و وقتی کسی بخواد به اون ارزشها توهین کنه با تجاوز کنه اون افراد از همه چیزشون واسه دفاع می گذرن و البته باید بگذرن..به همین دلیلم کسی نمی تونه منو سرزنش کنه به خاطر نوع حرف زدنم.تازه چیزی نگفتم خوبه.حتی من فکر میکنم کشور های اسلامی باید به دانمارک اعلان جنگ کنن.با خاک باید یکسان کنن دانمارکو..تا بفهمه کل جهان که با چه گروهی طرفه.عوضی های آشغال کثافت.
 می دونم خیلی خوب بازم نتونستم اون حرفامو بنویسم چون اصلا تواناییشو ندارم.اما امیدوارم قصدم رو تا حدی اقلا تونسته باشم بیان کنم..تونسته باشم که بگم از تک تک مردم دانمارک متنفرم.
در آخر از کار هکر های مسلمان برای هک کردن بیش از هشتصد سایت دانمارکی حمایت می کنم و ای کاش خودمم این توانایی رو داشتم.
دومم برین نامه ی اعتراض به دانمارکی ها رو حتما حتما امضا کنین..اینم لینکش.
تا بعد.

 


پيام هاي ديگران ()

وقتی بچه اينجوری خوشه بذار باشه!

سلام...!
خیلی ببخشیدا..اما من نمی دونم این غربی های کثافت آشغال چی از جون ما مسلمونا می خوان؟ شاید چون مسلمونا آدم حساباشون نمی کنن دارن میمیرن.آخه عوضی های گور خر.مگه ما با پیامبرای شما کاری داریم که شما گه زیادی می خورین؟ تازه ما که پیامبراشونو دوسم داریم.حتی پیامبر یهودی ها رو که خدا میگه باهاشون رو میز مذاکره نشینینو دوست داریم. اون وقت اونا..مثلا ما نمی تونیم از این کارا کنیم؟ مسخره کردنم نیاز به تکنولوژی جدید داره که از عهده ی ما خارج باشه؟ به خدا انقدر متنفر شدم از این غربی های کثافت که حد نداره.مخصوصا دانمارکی ها. قبلا به دانمارک به عنوان یه کشور با کلاس نگاه می کردم.اما الان برام از اسراییلم کم ارزش تره. انقدر بهم بر خورد. دیگه با هیچ چیز غربی ها کاری ندارم..نه با تقویمشون..نه با مناسبت هاشون..نه با تکنولوژی هاشون. مگه ایران چی کم داره؟ مثلا ماها نمی تونیم یه روزو مشخص کنیم که عاشقا بهم گل بدن؟! این کار سختیه که نتونیم انجام بدیم و از اونا تقلید کنیم؟ که چی بشه؟ خدایی من کتابای مقدس اونا رو نخوندم هنوز.اما فکر نکنم توش نوشته باشه به پیامبرای دیگه توهین کنین.هر چند بعیدم نیست از این غربی ها.ما شااللله همین مسیحی ها کم کتاب آسمانی ندارن! حالا یکی دیگم چاپ می کنن که توش این چیزا نوشته باشه. والا..حالا هی هیچی نمیگیم پر رو میشن..تا اونجا که اطلاع دارم یه موقعی 40 تا انجیل تو اروپا بود! هرچند الان فکر کنم غیر از 4 تاش بقیه رو از رده خارج کرده باشن! خدایی اونا می خوان بخونن انجیلو اصلا می تونن اعتماد کنن به نوشته هاش؟ البته اوان این چیزا حالیشون نیست! فقط می خوان بگن آره! مام کتاب داریم! نمی دونم..بعضی از ایرانیام جدیدا آدم شدن میگن اونا دینشون اسلام نیست اما مسلمونن! دروغ نمیگن مثل ما! چی بگم..به خدا قسم دروغ گفتن ما نسبت به کارای اونا شرف داره.نمی دونم این جور ایرانیا چی رو می خوان ثابت کنن..می خوان بگن آدم فهمیده ای هستیم..می خوان بگن فکرمون بازه..می خوان بگن آدمیم! آره..زنا میکنن..اما دروغ نمی گن! توهین می کن به پیامبرا اما دروغ نمیگن!بچه هاشون ثلثشون حرام زادن اما دروغ نمیگن.هزار تا کثافت کاری دیگه میکنن اما دروغ نمیگن. ای برینن رو سر دروغ نگفتن شما..خب یه دروغ گفتن این وسط مشکل ایجاد می کرد؟!
خدایی خندم میگیره! یکی میاد میگه مثلا دیروز تو کتاب مقدس خوندم آدم از خاک آفریده شده! یکی دیگه میگه من که خوندم آدم از سنگ آفریده شده! میرن کتاب مقدسشونو میارن. تو یکی مثلا یوحنا نوشته از خاک..تو یکی دیگه مثل برنابا نوشته از سنگ! آخه این شد کتاب مقدس؟! خدایی نمی خوام به کتاب حضرت عیسی توهین کنم..اگر قصدم این باشه خدا کمرو بزنه الهی..اما این کتابایی که اینا می خونن کتاب حضرت عیسی نیست که. هر کدوم از یاراش هر چی خواستن نوشتن..میشه اعتماد کرد واقعا؟
فقط قصدم از این حرفا اینه که بگم این جور آدما واسه ما آدم شدن!!
اصلا ارزش ندارن که من بخوام در موردشون چیزی بنویسم..همینم که نوشتم برای این بود که وجدانم راحت بشه.و گرنه نه پیامبر ما با کارای اونا ارزشش میاد پایین..نه دین ما. پس بذار خوش باشن..یه تیکه دارم که میگم وقتی بچه اینجوری خوشه چرا جلوی خوشیشو بگیریم؟! اینام اینجوری حال میکنن دیگه.بذار شاد باشن! گور باباشون.
اين آهنگ بلاگمم مشت محکمی بر دهن کثيف اين غربی های الاغ!
همین.


پيام هاي ديگران ()

محرم و عرف های غلط.

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین...
یه مدتی میشه که ننوشتم.میدونستم که نمی تونم تحمل کنم این مصیبتو! هر چند اگه راستشو بخواین اگه نت بدهکار نبودم یه مقدار زیادی(که الانم هستم همین جوری!) مطمئنا زودتر میومدم.الانم که میبینین که علا رغم بدهکاریم دوباره نت خریدم سه  تا دلیل داره. اول اینکه بهم ثابت شد اگه نخوام بیام تو نت نمیام! دوم اینکه چند مدت پیش تو مسابقه ی بلاگ نویسی شرکت کرده بودم. یه مطلبمو انتخاب کرده بودم که البته زیاد ربطی به موضوع نداشت.چند روز پیش زحمت کشیدن مسولین برگزاری زنگ زدن گفتن مطلب نفرستادی.فکر کنم همون مطلبیم که انتخاب کرده بودمو نفرستادم! واسه همین اومدم این موضوع رو ردیف کنم.سومین دلیلشم محرم بود.البته بر خلاف عرف نمی خوام از خود محرم و اتفاقایی که اون موقع افتاد بگم.این که چه قدر مردم کوفه نا مرد بودن.این که می خواستن بهش حکومت به حقشو پس بدن اما به جاش..ولش کن.نمی خواستم از این چیزا بگم مثلا!  از کارایی هم که کردم نمی خوام بگم.از محرم هایی که این چند سال داره برگزار میشه میخوام بگم.شب عاشورا  یکی از دوستام گفت اینجا که کاری نداریم فعلا. بریم مرکز شهر یه سر بزنیم.تا الان که 17 سالمه همیشه محرم تو تکیه خودمون بودم.خدایی اگرم می خواستم برم جای دیگه نمی شد.همه ی عشقمون این تکیه ست.چه خاطره هایی که نداریم از این تکیه.خلاصه رفتیم.اما ای کاش نمی رفتیم! قبلا گفته بودم قائم شهر خیلی افتضاحه وضعش! کم تهران نیومدم.اینجا به نسبت وسعت و جمعیتش از نظر بد بودن تهرانو که چه عرض کنم، تگزاسم میذاره تو جیبش! اینا بماند حالا.اما  نمی دونین چه شوری به پا بود شب عاشورا اینجا.نمی دونین چه قدر دختر پسرای اینجا عشق دارن نسبت به حسین! خیابونا پر بود از دختر پسرایی که برای این شب بهترین لباساشونو پوشیده بودن. به یاد تشنگی ابا عبدالله تنگ ترین و کوتاه ترین لباساشونو پوشیده بودن.(پارچه ی کمتری در این لباس ها به کار رفته و در نتیجه برای تولیدشم آب کمتری مصرف شده!!)به یاد نامه رسانی مسلم ابن عقیل همش داشتن با موبایلاشون با همدیگه حرف می زدن یا بهم اس ام اس میدادن! به یاد دلجویی های زینب(س) از امام سجاد داشتن ناز همو می کشیدن تو خیابون! حالا چند نفر به این دلجویی ها راضی نشدن و شب خونه ی هم رفتن تا بیشتر از هم دلجویی و مراقبت کنن خدا می داند و بس!!...
 چی بگم..چیزی نگم بهتره!شاید کاراشون درست باشه.شاید واقعا واسه حسین میان.نمیشه الکی از مردم بد گفت.اما بذارین یه تیکه هایی از یه مطلبی که تو مجله ی خانواده ی سبز خوندمو واستون بنویسم.بعدشم چیزی نمیگم! با خودتون هر فکری خواستین بکنین.انشالله که عزاداری های این چند روزتون حالا هر جوری که بود مورد قبول آقامون قرار بگیره و اون دنیا شرمندش نشیم.دیگه ببخشین اگه یه جورایی نا فرم بعد این مدت که نبودم اومدم! در پناه حق باشین.

 "مانتوی مشکی زیپ دار، شال مشکی مدل طلاکوب، کرم برنزه کننده پوست و چند قلم لوازم آرایش دیگر با رنگ های تیره"
دختر نوجوانی از داخل یک بوتیک بیرون می آاید.با کیسه ای که در دست دارد و اقلام بالا درون آن است.فروشنده ی جوان از این که پول زیادی بابت فروش این چند تکه اجناس از دختر گرفته بود در پوست خود نمی گنجید!فروشنده ی مغازه ی روبه رویی که مدام حواسش به این است که اینها چه می فروشند و چه قدر می فروشند! با عجله وارد بوتیک می شود:"طرف چرا زده بود به تیپ مشکی؟ این که همیشه سبز و سرخابی می پوشید؟". پسر جوان در حالی که دست رفیقش را از پیشخوان عقب میزد تا مبادا شیشه اش لک شود جواب می دهد:"طرف آمده بود خرید محرم!!". "عجب؟! خرید عید شنیده بودیم ولی خرید محرم نه، این دیگه چه جور صیغه ای است؟!"."خیلی از قافله پرتی به خدا! آخه مگه آدم می تونه با لباس های رنگارنگ، اون هم با این رنگ های عجق وجقی که طرف می پوشه بره هیئت؟!" ."هیئت؟!! بابا دست بردار.فکر نکنم طرف انقدر بچه مثبت باشه!وجدانا اهل مسجد و هیئته؟ هفته پیش ، دعوت داشت تولد...".پسر فروشنده جواب نمی دهد و نیشخندی می زند.یعنی خودت تا آخرش رو بخوان!...

******

پدر جلوی تلویزیون روی کاناپه خوابش برده است.کنترل ریسیور توی مشتش جامانده.صدای گلوله و فیلم اکشنی که در حال پخش است مادر را از تخت خواب پایین می کشد و می اورد جلوی تلویزیون.نگاهی به ساعت می اندازد.یک و چهل دقیقه ی بامداد.تلویزیون را خاموش می کند.ملحفه ای روی پدر می اندازد و می رود توی اتاق بچه."عجب، این بچه هنوز برنگشته؟! من نمی دونم این دختر به کی رفته که این قدر مذهبی شده!". هم خوشحال است و هم دلش شور می زند.از این که دخترش اهل هیئت و عزاداری است به خود می بالد اما نگران است که چه قدر دیر کرده.گوشی تلفن را بر می دارد و شماره ی همراه او را می گیرد."الو، بچه جان، کجایی مادر؟". "هیئتم هنوز، نگران نباش مامان جون.الان تموم میشه". "پس چرا هیچ سر و صدایی نمی یاد؟ صدای ماشین می آید چرا؟!". دختر دستش را روی دهنی موبایلش می گذارد و به دوستش که مشغول رانندگی ست، اعتراض می کند:"ضبط رو روشن کن خنگ!". طولی نمی کشد که صدای گریه و نوحه ماشین را پر می کند.مادر از آن طرف خط صدا می کند:"الو؟الو...". او که حالا دستش را از جلوی دهنی گوشی برداشته، با خونسردی جواب می دهد:"سیم بلندگو قطع شده بود مامان! من تا بیست دقیقه ی دیگه میام خونه.تو برو بخواب". !


پيام هاي ديگران ()

قرآن و طبيعت

سلام...
يکی از سوره هايی که در باره ی آفرينش و اسرار پيچيده ی خلقت است سوره ی رعد است.در اين سوره از روی يک سلسله قوانين طبيعی و رموز جهان هستی٬ با بيانی متين و تعبيری استوار٬ پرده برداشته است که با آخرين تحولات و حقايق علمی کاملا موافقت دارد که بايد آن ها را از معجزات علمی قرآن دانست.
در اين سوره٬ دلايل توحيد و اثبات رسالت پيامبر و آسمانی بودن کتاب او مورد عنايت قرار گرفته و برای مجسم ساختن منظره ی حق و باطل و سرانجام اين مبارزه مثال بسيار جالبی زده شده و در اواخر سوره٬ رشته ی سخن به موضوع "بدا" و کتاب محو و اثبات که يکی از معارف ممتاز عقلی قرآن می باشد٬ کشيده شده است.
بعد از اين توضيح مختصر در رابطه با سوره ی مبارکه ی رعد می خواهم مقاله ای کوچک در مورد قرآن و طبيعت که در اين سوره آمده است بنويسم.باشد تا مورد توجه شما قرار گيرد.

قرآن و گسترش زمين:
سومين آيه ی سوره ی رعد حاوی نکات مهم و نمونه های بارزی از تدبير جهان آفرينش است که اين نکات نيز  در عصر نزول قرآن بر همگان پوشيده بود.
۱-گسترش زمين
دانشمندان ٬ پس از بررسی های زياد ثابت کرده اند که زمين ما کروی است.و در قرآن کريم و احاديث اهلبيت (ع) اشارات لطيفی به اين نکته شده است.۱ و امروزه کروی بودن زمين از مسلمات علم است.از اين رهگذر هرگز نمی توان جمله ی "زمين را امتداد داد" را اشاره به مسطح بودن زمين دانست.بلکه همين طور که مفرسين و اهل لغت می گويند:مقصود٬ همان بسط و توسعه و گسترش زمين در عين کروی بودن است.اين جمله ممکن است اشاره به کشيده شدن و گسترش تدريجی خشکی ها از زير آب٬ و يا افزوده شدن حجم آن بر اثر جذب سنگ های سرگردان و کرات کوچکی باشد که در حوزه ی قوانين جاذبه ای(جاذبه ی طبيعی) که در قرآن مطرح شده است بايد قرار گيرد.
۲-نقش کوه ها
قرآن در آيات متعددی از راز آفرينش کوه ها پرده برداشته و می فرمايد:"در زمين کوه هايی افکند تا حرکات آن٬ شما را مضطرب نسازد".۲
زمين همانند مهره ای است که ۱۴ حرکت بر آن وارد می شود که از مهمترين آنها حرکت وضعی(به سرعت ۲۸۰ فرسنگ در ساعت) و حرکت انتقالی(به سرعت ۱۸ هزار فرسنگ در ساعت) است.اگر کوه ها نبودند٬ اين حرکات در اثر تماس با هوای مجاور آنچنان حرارتی توليد می کرد که زندگی را روی آن غير ممکن می ساخت.برای رهايی از اين خطر بايد هوای مجاور زمين پا به پای آن حرکت نمايد تا از خطرات اين برخورد در امان باشد.
از ديگر نقش های مهم کوه ها اين است که کوه ها همچون يک زره ی محکم فولادين دور تا دور زمين را احاطه کرده و يک شبکه ی نيرومند سرتاسری تشکيل می دهند و پوسته ی زمين را در بر گرفته و مانع متلاشی شدن آن به هنگام زلزله می باشند.
قرآن کريم پس از کوه ها سخن از نهر ها گفته است.اين تقارن بسيار لطيف است٬ چون کوه ها منبع رودها می باشند٬ زيرا برف و باران به سان يخچال های طبيعی در ارتفاعات سرد کوه ها ذخيره شده و در تابستان به تدريج آب شده و به صورت چشمه سار ها جاری می شود.
۳-قرآن و زوجيت موجودات
قرآن کريم در اين آيه از زوجيت ميوه ها٬ و در برخی از آيات از زوجيت گياهان پرده بر می دارد.می فرمايد:"آيا به زمين نمی نگريد که در آنجا از هر جفت زيبا و ارزنده ای "۳ و در برخی آيات از زوجيت تمام موجودات سخن می گويد:"از هر چيزی يک جفت آفريديم تا شما به عظمت جهان آفرينش و قدرت آفريننده ی آن پی برده و متذکر شويد."
از دير زمان ٬ بشر به وجود جنس نر و ماده در ميان درختان پی برده بود.حتی در نقاط خرما خيز ٬ اين مساله روشن بود که اگر نطفه ی نر روی قسمت ماده نپاشد٬ نخل به ثمر نمی رسد.ولی هرگز نمی دانستند که اين قانون يک قانون عمومی است.نخستين کسی که اين حقيقت علمی را به طور واضح تشريح کرد دانشمند معروف سوئدی "شارل لينه" بود.
زوجيت گياهان٬ امروز يکی از مسلمات جهان علوم می باشد.و پس از شکستن اتم و کشف الکترون و پروتون های آن٬ زوجيت همه ی موجودات عالم روشن گرديد.در روز های نزول قرآن٬ هرگز امکان نداشت اين حقيقت علمی جز با بيانی که در قرآن وارد شده٬ بيان گردد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱-سوره ی معارج آيه ی ۴۰
۲-سوره ی نحل آيه ی ۱۵
۳-سوره ی شعرا آيه ی ۷

اميدوارم توانسته باشم لااقل اندکی از قوانين زيبا ی ظبيعت را که در قرآن مطرح شده است رو مورد بررسی قرار دهم.انشاالله در پست های بعدی باز هم خواهم نوشت..در پناه حق باشد.


پيام هاي ديگران ()





» بهمن ٩٤
» آذر ٩٤
» تیر ٩٤
» خرداد ٩٤
» بهمن ٩۳
» دی ٩۳
» آبان ٩۳
» مهر ٩۳
» شهریور ٩۳
» امرداد ٩۳
» تیر ٩۳
» خرداد ٩۳
» اسفند ٩٢
» بهمن ٩٢
» آذر ٩٢
» مهر ٩٢
» شهریور ٩٢
» امرداد ٩٢
» تیر ٩٢
» خرداد ٩٢
» اردیبهشت ٩٢
» فروردین ٩٢
» اسفند ٩۱
» بهمن ٩۱
» دی ٩۱
» آبان ٩۱
» مهر ٩۱
» شهریور ٩۱
» امرداد ٩۱
» تیر ٩۱
» خرداد ٩۱
» اردیبهشت ٩۱
» فروردین ٩۱
» اسفند ٩٠
» بهمن ٩٠
» دی ٩٠
» آذر ٩٠
» آبان ٩٠
» مهر ٩٠
» شهریور ٩٠
» امرداد ٩٠
» تیر ٩٠
» خرداد ٩٠
» فروردین ٩٠
» اسفند ۸٩
» خرداد ۸٩
» اردیبهشت ۸٩
» فروردین ۸٩
» اسفند ۸۸
» بهمن ۸۸
» دی ۸۸
» آذر ۸۸
» آبان ۸۸
» مهر ۸۸
» شهریور ۸۸
» امرداد ۸۸
» تیر ۸۸
» خرداد ۸۸
» اردیبهشت ۸۸
» فروردین ۸۸
» اسفند ۸٧
» بهمن ۸٧
» دی ۸٧
» آذر ۸٧
» آبان ۸٧
» مهر ۸٧
» شهریور ۸٧
» اسفند ۸٦
» بهمن ۸٦
» آذر ۸٦
» آبان ۸٦
» شهریور ۸٦
» امرداد ۸٦
» تیر ۸٦
» اردیبهشت ۸٦
» فروردین ۸٦
» اسفند ۸٥
» بهمن ۸٥
» دی ۸٥
» آذر ۸٥
» آبان ۸٥
» مهر ۸٥
» شهریور ۸٥
» امرداد ۸٥
» تیر ۸٥
» خرداد ۸٥
» فروردین ۸٥
» اسفند ۸٤
» بهمن ۸٤
» دی ۸٤
» آذر ۸٤
» آبان ۸٤
» مهر ۸٤
» شهریور ۸٤
» امرداد ۸٤
» تیر ۸٤
» خرداد ۸٤
» اردیبهشت ۸٤
» فروردین ۸٤
» اسفند ۸۳
» بهمن ۸۳
» آذر ۸۳
» مهر ۸۳
» شهریور ۸۳
» امرداد ۸۳
» تیر ۸۳
» خرداد ۸۳
» اردیبهشت ۸۳
» فروردین ۸۳
» اسفند ۸٢


فروشگاه اینترنتی گالش

دانلود آهنگ جدید